روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
روز و شب همچون صراحی چشم من بر سنگ توست
از دکانت گر گذر سازم رسد پایم به سنگ
گر نشینم بر تماشای جمالت ننگ توست
پیکرم از دیدنت فواره آتش شود
آن که خونم را به جوش آرد در اعضا رنگ توست
گوشم از آواز تو بالین عشرتها شدست
در کدامین پرده ها ای خوشنوا آهنگ توست
سیدا امروز در پیش دکان او مرو
سنگها ایستاده بر کف مستعد جنگ توست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دلبستگی خود به معشوق میپردازد. او از دشواریهای عشق، احساس ناامیدی و تنشهای عاطفی ناشی از دوری از محبوب را بیان میکند. در عین حال، محبت و زیبایی معشوق را با زبان شاعرانهای وصف میکند و از تأثیر عمیق آن بر احساسات و جسم خود میگوید. همچنین، شاعر به دیگران هشدار میدهد که به دکان معشوق نزدیک نشوند، زیرا در آنجا حالتی از جنگ و نزاع برپا است.
هوش مصنوعی: هر روز از دهان تو دشنام و نیش و کنایه میشنوم، و روز و شب مانند جامی که پر از اشک من است، این درد و غم را بر دل سنگیام میریزم.
هوش مصنوعی: اگر از دکان تو عبور کنم و پایم به سنگ بیفتد، اگر بر زیباییات بنشینم، این نشان از شرم توست.
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن تو، بدنم مثل آتش شعلهور میشود و آن کسی که خونم را به جوش میآورد، رنگ وجود تو را دارد.
هوش مصنوعی: گوش من به پیغامهای تو عادت کرده و از لذتها و شادیها کم شده است. کجای این دنیای پر از پردههای پنهان صدای دلانگیز تو به گوش میرسد؟
هوش مصنوعی: امروز در مقابل دکان او، ایستادهام و آمادهام تا با سنگها به جنگ تو بروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
وای مسکین عاشقی کو را دل اندر چنگ توست
عاشق مسکین چه داند کرد با نیرنگ تو
جادوی بلبل، اسیر چشم پر نیرنگ توست
نافهٔ آهو غلام زلف عنبر بوی توست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.