در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
کار این آهندلان بر عکس چون آئینه است
راز دل را ما چو گل افشان عالم کرده ایم
در کف دست است ما را آنچه در گنجینه است
می خوریم امروز افسوس حیات رفته ار
در بغل داریم تقویمی که از پارینه است
روز شنبه هست روز مرگ طفل بد مزاج
ورنه هر دم عید و هر ساعت لقب آدینه است
لاف آزادی ندارد سیدا مانند سرو
قامتت را همچو قمری بنده دیرینه است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تضادهای درونی و اجتماعی اشاره میکند. او میگوید که در دل زیباها به جای محبت، کینه و حسد وجود دارد و خود را در میان آفریدههای دگرگون شده میبیند. شاعر از ناپایداری زندگی و حسرت روزهای گذشته سخن میگوید و تقویمی که در دست دارد، نماد گذشتهای افتاده است. همچنین به تردید و ناتوانی خویش در دستیابی به آزادی و تحقق آرزوها اشاره میکند و خود را همچون پرندهای در بند معرفی میکند.
هوش مصنوعی: در دل افراد خوب و نیکو به جای محبت و دوستی، کینه و دشمنی وجود دارد. رفتار این افراد مانند آینه است که به جای انعکاس عشق، فقط زشتیها را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ما در دل خود رازهایی داریم که مانند گل در دنیا پراکنده شده است. هرچه در دلمان هست، در دستان ما و در دسترس ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: امروز از زندگی گذشتهمان غمگین هستیم، حتی اگر تقویمی قدیمی در دست داشته باشیم.
هوش مصنوعی: روز شنبه روزی است که کودک بدخلق میمیرد، واگرنه هر لحظه مانند عید و هر ساعت عنوان روز جمعه را دارد.
هوش مصنوعی: آزادی در وجود تو، ای سید، وجود ندارد؛ قامت تو مانند سرو است و همچون قمری به بندهای وفادار میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.