گنجور

 
 
نسکبان اندروید
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ به خوانش بهناز شکوهی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عین‌القضات همدانی

از نور به نور، منزلی بس دور است

کاین نور ز ظلمتست و آن از نور است

توحید و یگانگی برون از نور است

آنکس که نداند این سخن معذور است

مهستی گنجوی

آن کو غم و شادی‌ام بیفزود و بکاست

بودش شب و روز قول و قامت کژ و راست

با ما به بد و نیک نه بنشست و نه خاست

تا زیر زبر شد همه کارش چپ و راست

اوحدالدین کرمانی

آن کس که به سالوس و هوس مغرور است

از حضرت عشق بی گمان مهجور است

مسکین عاشق که صبر از وی دور است

بیچاره به هر چه می کند معذور است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
سلمان ساوجی

شاها ز تو چشم سلطنت را نور است

در سایه چتر تو جهان معمور است

المتنه الله که عدو مقهور است

بر رغم عدوی تو ولی منصور است

سلیم تهرانی

ماییم که داغ دل ما ناسور است

از پای فتاده ایم و منزل دور است

احوال خود از کسی چه پنهان داریم

چون زلف، پریشانی ما مشهور است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه