گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آتش افکند در جهان جمشید

از پس چار پرده چون خورشید

خنک او را که شد برهنه ز بود

وای آن را که جست سایه بید

دل سپیدست و عشق را رو سرخ

زان سپیدی که نیست سرخ و سپید

عشق ایمن ولایتیست چنانک

ترس را نیست اندر او امید

هر حیاتی که یک دمش عمرست

چون برآید ز عشق شد جاوید

یک عروسیست بر فلک که مپرس

ور بپرسی بپرس از ناهید

زین عروسی خبر نداشت کسی

آمدند انبیا به رسم نوید

شمس تبریز خسرو عهدست

خسروان را هله به جان بخرید

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۵۵ نوشته:

فرهنگ ایرانی‌ نوروزی بن مایه رازورزی و عرفانی دارد
جمشید پادشاه چهارم است پس از کیومرث و هوشنگ و تهمورس و خورشید هم از آسمان چهارم می‌‌تابد
هر دو بر تمام جهان پادشاه اند جمشید تابش جم یا دویی است بر هستی‌
دل‌ و عشق یکی‌ سپید و بدون آلودگی است و یکی‌ در رابطه است و از راه پر خون می‌گذرد
نه‌‌ آنکه به هلاکت برسد بلکه جاودانه میشود و دل‌ را به دل‌ وصل می‌‌کند
این عروسی‌ آسمانی است پیوند دل‌‌ها امری زمینی نیست بلکه جهانی‌ است و شاهد این پیوند همانا ناهید است
که پاسدار پاکی و روانی‌ است. پیامبران کسانی هستند که این حقیقت و راز را با دیگران در میان می‌‌گذراند
و راز امروز این است که شمس تبریز امروز پادشاه جهان است و برای شاه باید جان داد که ارزش آنرا درد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.