گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

از گل و زعفران حکایت کرد

چون جدا گشت عاشق از معشوق

برد معشوق ناز و عاشق درد

این دو رنگ مخالف از یک هجر

بر رخ هر دو عشق پیدا کرد

رخ معشوق زرد لایق نیست

سرخی و فربهی عاشق سرد

چونک معشوق ناز آغازید

ناز کش عاشقا مگیر نبرد

انا کالشوک سیدی کالورد

فهما اثنان فی الحقیقه فرد

انه الشمس اننی کالظل

منه حر البقا و منی البرد

ان جالوت بارز الطالوت

ان داوود قدروا فی السرد

دل ز تن زاد لیک شاه تنست

همچنانک بزاید از زن مرد

باز در دل یکی دلیست نهان

چون سواری نهان شده در گرد

جنبش گرد از سوار بود

اوست کاین گرد را به رقص آورد

نیست شطرنج تا تو فکر کنی

با توکل بریز مهره چو نرد

شمس تبریز آفتاب دلست

میوه‌های دل آن تفش پرورد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تاوتک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

تصویر سیب و رخسار عاشق و معشوق در شعر سعدی هم آمده ست.آنجا که میفرماید:
سیب گویی وداع یاران کرد /روی ازین نیمه سرخ و زان سو زرد

 

تاوتک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ نوشته:

معشوق ناز رابرد یعنی در آسودگی و تنعم زیستن سهم او شد و سهم عاشق درد.. در ترجمه های قرآنی نعمت را معمولا به ناز ترجمه میکنند ناز و نعمتی هم که غالبا با هم می آوریم بقایای همین کاربرد است

 

تاوتک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۲ نوشته:

باز در دل یکی دلیست نهان.. خیلی زیباست میفرماید این دلی که حیات ما وابسته به آن است خود قالبی ست برای یک دل دیگر که آن دل به منزله ی روح این دل است و او به منزله ی سواریست که اسب دل را در واقع دل اول را به جنبش در می آورد و جنبش دل در میان غبار تن از آن سوار است که دل دل است. به به خیلی زیبا شد

 

ساده در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۰ نوشته:

میندیش میندیش که اندیشه گری ها
چو نفطتند بسوزند ر هر بیخ تری ها
از حضرت مولانا
یا
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
از حضرت حافظ
مصداق همین بیت زیباست که می فرماید
نیست شطرنج تا تو فکر کنی
با توکل بریز مهره چو نرد
فکر سد راه سالک است

 

همایون در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

گل سرخ است و زعفران یا زرپران نشانه زردی است که در سیب با هم و یگانه می‌‌شود
عشق در مکتب شمس عاشق و معشوق را به هم مربوط و یکی‌ می‌‌کند
و جریانی دائمی که ایستائی نمی پذیرد پیدا می‌‌شود چون با نویی کار می‌‌کند و هر لحظه نو می‌‌شود
اگر این گونه نبود در خود می‌‌فرسود و می‌‌پژمرد
دیگر مهم نیست که معشوق کجاست هست و یا نیست وصل است یا هجران بلکه معشوق در دل‌ جای می‌‌گیرد
دل‌ که خود نیز تو در تو دل‌ است و دل‌‌ها در کارند و اهل دل‌‌ها همه در کار مثل بازی نرد که نیازی به فکر ندارد
عشق اینجا مثل سواری تیز رو می‌‌تازد و می‌‌آید چون از چشمه نویی می‌‌جوشد

 

همایون در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۱ نوشته:

شمس در این مکتب عشق در انتهای همه دل‌‌ها نشسته است و چون آفتابی در روزن‌های دل‌‌ها می‌‌تابد و محصول نو چون میوه نو تا ابد در این باغ دل‌ یا دلستان می‌‌روید هر که به مکتب جلال دین و شمس به پیوندد از این جاودانگی بر خوردار است و در این نوروز جاودان پیروز جای دارد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.