گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

سخن به نزد سخندان بزرگوار بود

ز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بود

سخن چو نیک نگویی هزار نیست یکی

سخن چو نیکو گویی یکی هزار بود

سخن ز پرده برون آید آن گهش بینی

که او صفات خداوند کردگار بود

سخن چو روی نماید خدای رشک برد

خنک کسی که به گفتار رازدار بود

ز عرش تا به ثری ذره ذره گویااند

که داند آنک به ادراک عرش وار بود

سخن ز علم خدا و عمل خدای کند

وگر ز ما طلبی کار کار کار بود

چو مرغکان ابابیل لشکری شکنند

به پیش لشکر پنهان چه کارزار بود

چو پشه سر شاهی برد که نمرودست

یقین شود که نهان در سلاحدار بود

چو یک سواره مه را سپر دو نیم شود

سنان دیده احمد چه دلگذار بود

تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهی

دهم به دست تو گر دست دستیار بود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۰۴ نوشته:

این پاره: چو پشه سر شاهی برد که نمرودست
نادرست است. لطفا درست نوشته شود
---
پاسخ: دوستان درستش را اطلاع دهند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نگین شکروی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

بادرود وسپاس فراوان
بر طبق نسخه اصلی ، ایرادی وجود ندارد و اگر به شکل " پشۀ " نوشته شود، رفع ابهام می گردد.
(دیوان شمس، انتشارات امیرکبیر،سال 1341)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۳ سال قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۳ نوشته:

سخن از پندار می‌‌آید و به کردار در می‌‌آید و پندار ما از جنس معنی‌‌ها است پس سخن دروازه ورود معنی‌ به هستی‌ است که از طریق انسان صورت می‌‌گیرد
معنی‌‌ها نیز در کل وجود حضور دارد که از طریق انسان شکار می‌‌شود و هستی‌ همواره دگرگون می‌‌شود و معنی‌‌ها را نیز با خود ژرف تر و گسترده تر می‌‌سازد پس سخن همیشه نو و تازه می‌‌گردد
ورود سخن به هستی‌ نیز از راه انسان صورت می‌‌گیرد که همانا شنیدن باشد
زیبا‌ترین سخن آنست که موجب مستی انسان شود که از لب و دهان دوست شنیده می‌‌شود و اینگونه سخن شراب است و انسان ساقی
سخن نیک همواره راز آمیز است و سخنور نیک رازورز، و اینگونه است که سخن برنده‌ترین سلاح است و کارامد‌ترین ابزار

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.