گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
کاری که بیتو گیرم والله که زار ماند
گر خمر خلد نوشم با جامهای زرین
جمله صداع گردد جمله خمار ماند
در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم
والله نه پود ماند والله نه تار ماند
تو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولی
حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی
با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی
تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس عمیق فقدان و بیقراری خود میپردازد. او از اینکه بدون معشوق خود هر کاری بیثمر و بیمعنی است، ابراز ناامیدی میکند و میگوید حتی اگر بهترین لذتها را تجربه کند، هیچ چیزی نمیتواند جای خالی او را پر کند. در کار عشق، نبودن معشوق باعث میشود که هیچ چیزی به درستی شکل نگیرد و همه چیز ناقص بماند. شاعر به تشبیه معشوق به جویی بیکران میپردازد و تأکید میکند که هیچ پل و تلاشی نمیتواند او را به آن منبع وصل کند. او به فصلی که بهار خوبی معشوق است، اشاره میکند و میگوید فقط با حضور اوست که زندگی به معنای واقعی خود میرسد.
هوش مصنوعی: اگر که از من بپرسی در چه کاری با تو چه کار باقی مانده، باید بگویم که هر کاری را که بدون تو انجام دهم، بدون شک نابود خواهد شد و از من جز زاری و افسوس باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: اگر در بهشت ببالم (بخورم) شرابی در جامهای زرین، باز هم دردی (سردرد) بر من خواهد بود و مستی باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: در کارگاه عشق تو، بدون حضور تو، هر آنچه که ببافم، قسم به خدا نه پود خواهد ماند و نه تار؛ یعنی همه چیز در غیاب تو بیمعنا و بیارزش است.
هوش مصنوعی: تو همچون جوی بیپایانی هستی که جهان به مانند ریسمانی در کنار آن تنها به نظر میرسد و هیچچیز نمیتواند بر پلی که بر روی چنین جوی وجود دارد، پایدار بماند.
هوش مصنوعی: جهان مانند چهار فصل است که هر فصل، حال و هوایی متفاوت دارد و در این میان، جنگ و درگیری میان چهار دشمن (احتمالاً به عناصر طبیعی یا صفات انسانی اشاره دارد) باعث میشود که هیچگاه آرامش و قرار برپا نماند.
هوش مصنوعی: بهار وجود تو بهترین و اصلیترین فصل است؛ تا زمانی که دیگر فصلها به پایان برسد و همه چیز به بهار باقی بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
وز روی همچو ماهت در مه شمار ماند
چون مطرب هوایت چنگ طرب نوازد
مر زهره فلک را کی کسب و کار ماند
یغمابک جمالت هر سو که لشکر آرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.