گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ساقی زان می که می‌چریدند

بفزای که یارکان رسیدند

مهمان بفزود می بیفزا

زان خنب که اولیا چشیدند

زان می که ز بوش جمله ابدال

در خلق پدید و ناپدیدند

ای ساقی خوب شکرلله

کان روی نکوت را بدیدند

ای آتش رخت سوز عشاق

در عشق تو رخت‌ها کشیدند

ای پرده فروکشیده بنگر

کز عشق چه پرده‌ها دریدند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.