گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تا باد سعادت ز محمد خبر افکند

زان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند

از حال گدا نیست عجب گر شود او پست

تیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند

روزی پسر ادهم اندر پی آهو

مانند فلک مرکب شبدیز برافکند

دادیش یکی شربت کز لذت و بویش

مستیش به سر برشد و از اسب درافکند

گفتند همه کس به سر کوی تحیر

مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند

از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ

در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند

از یاد تو بود آنک محمد به اشارت

غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مرتضی فلاحتی (بامداد) » گوهر افشان » باد سعادت (دکلمه: ژاله صادقیان)

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

ابراهیم ادهم أنست که شتر بر بام میجویی و سخن گفتن اهو با او دانسته و خنیده است

👆☹

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید