گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست

گر چه غلط می‌دهد نیست غلط اوست اوست

گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود

تعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست

نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند

پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست

پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار

مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست

هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست

هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست

از هوس عشق او باغ پر از بلبل‌ست

وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست

مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود

کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد نوشته:

بیت هرکه به جد… به عبارتی تفسیر ضرب المثل جوینده یابنده است می‌باشد

👆☹

صفا نوشته:

دوست عزیزم
جناب محمد
اجازه می‌خوام با فرمایش جنابعالی مخالف باشم. بیت 《هر که به جِدِ تمام در طلبِ ماست، ماست ،،، هر که چو سیل روان در طلب جوست، جوست》 ارتباطی با مثل عاقبت جوینده یابنده است ندارد. بلکه این جمله‌ایست که مولانا از طرف حضرت حق نقل قول میکند. یعنی پیام خداوند است که می‌فرماید هر که با همه‌ی وجود خواهان من باشد، من است. (خداست) مصداق مصرع دیگری از مولانا که می‌فرماید 《هرچیز که در جستن آنی، آنی…》 یا در معارف سلطان ولد صفحه ۱۵۱ می‌خوانیم:《جویای هرچه هستی، می‌دان که عین آنی》
یعنی در طلب هر چه باشی همان هستی.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.