گر مینکند لبم بیانت
سر میگوید به گوش جانت
گر لب ز سلام تو خموش است
بس هم سخن است با نهانت
تن از تو همیکند کرانه
جان بگرفته است در میانت
صورت اگرت چو تیر انداخت
جانش بکشید چون کمانت
هرچ از تو نهان کند بگوید
در گوش ضمیر رازدانت
این دم اگر از میان برونی
بازآرد دل کمرکشانت
در باطن کرده خاص خاصت
در ظاهر کرده امتحانت
خامش که چو در تو این غم انداخت
بس باشد این کشش نشانت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان ارتباط عمیق میان عشق و معشوق میپردازد. او میگوید که اگر لبش به بیان عشق ناتوان باشد، دل و جانش به خوبی از محبت معشوق خبر میدهند. جمال معشوق به قدری نافذ است که جان را خیره میکند و صحبتهای پنهانی او در دل عاشق همیشه مشهود و محسوس است. همچنین، شاعر به وجود چالشها و امتحانهای عشق اشاره میکند که در باطن وجود دارد و میگوید که سکوت و غم عشق، نشانهای از این کشش و ارتباط عمیق است.
هوش مصنوعی: اگر زبان من چیزی نمیگوید، اما جانم از محبت تو سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگر لبهای من در سلام تو ساکت باشد، اما در حقیقت راز و سخنهای زیادی در نهانت وجود دارد.
هوش مصنوعی: بدن از تو دوری میکند، زیرا جانم در دل تو قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات مانند تیر باشد (زیبا و نافذ)، روحش را با همان شدت که کمان تیر را پرتاب میکند، بکشید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو پنهان کند، به آرامی در گوش ضمیر (دلت) بگوید و راز تو را برملا کند.
هوش مصنوعی: اگر این لحظه دل از میان تو برگردد و باز به سوی تو بیاید، این نشان میدهد که چه مقدار به تو وابسته است و به تو تمایل دارد.
هوش مصنوعی: در باطن به صورت خاص و ویژهای به من توجّه کردهای و در ظاهر، با آزمونها و آزمایشهایت، مرا میسنجی.
هوش مصنوعی: سکوت کن، چرا که همینکه این غم را در وجود تو انداخت، کافی است؛ این کشش و محبت از تو به او نشاندهندهٔ حال دلت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای عقل نوالهپیچِ خوانت
جان بندهنویسِ آستانت
گر جان طلبی فدای جانت
سهلست جواب امتحانت
سوگند به جانت ار فروشم
یک موی به هر که در جهانت
با آن که تو مهر کس نداری
[...]
گفت: ای ز وفا سرشته جانت
قاصر ز حدیث دل زبانت
ای ذروه لامکان مکانت
معراج ملایک آستانت
سلطانی و عرش تکیهگاهت
خورشیدی و ابر سایهبانت
طاقی است فلک ز بارگاهت
[...]
تا کام نیابم از دهانت
تا سر ننهم بر آستانت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.