خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب
دامان تو گرفتم و دستم بتافتی
هین دست درکشیدم روی از وفا متاب
گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو
دیو او بود که مینکند سوی تو شتاب
یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز
چندین هزار یا رب مشتاق آن جواب
از خاک بیشتر دل و جانهای آتشین
مستسقیانه کوزه گرفته که آب آب
بر خاک رحم کن که از این چار عنصر او
بی دست و پاتر آمد در سیر و انقلاب
وقتی که او سبک شود آن باد پای اوست
لنگانه برجهد دو سه گامی پی سحاب
تا خنده گیرد از تک آن لنگ برق را
و اندر شفاعت آید آن رعد خوش خطاب
با ساقیان ابر بگوید که برجهید
کز تشنگان خاک بجوشید اضطراب
گیرم که من نگویم آخر نمیرسد
اندر مشام رحمت بوی دل کباب
پس ساقیان ابر همان دم روان شوند
با جره و قنینه و با مشک پرشراب
خاموش و در خراب همیجوی گنج عشق
کاین گنج در بهار برویید از خراب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و yearning به محبوب پرداخته است. او از قمر میخواهد که نقاب خود را بردارد تا آفتاب عشق را شکر کند. وی به درگاه معبود خود دعا میکند و از مشتاقی برای نزدیک شدن به او سخن میگوید. شاعر در تصویر سازیهای خیالانگیز، تشنگی دل و جان را برای دستیابی به عشق و رحمت الهی نشان میدهد و در نهایت با تصاویری از باران و عشق گنجی که از خرابیها برمیخیزد، به امید ظهور عشق و بارش رحمت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای قمر، نقابت را بردار و خواب مرا بگشا، تا آفتاب به خاطر تو و به خاطر حضورت سجدههای شکر را به جا آورد.
هوش مصنوعی: من دامان تو را گرفتم و تو به من توجهی نکردی. بنابراین با دلسردی، دستم را کشیدم و از تو دور شدم.
هوش مصنوعی: تو گفتی که عجله نکن، زیرا شتاب کردن عملکرد دیو است. دیو همانی است که به سوی تو شتاب نمیزند.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، آرزو دارم که بر درگاه تو بیفتم و نیازِ خود را بخوانم. هزاران بار میگویم: ای پروردگار، مشتاق شنیدن پاسخ تو هستم.
هوش مصنوعی: دل و جانهای مشتاق و پرشور، همچون کوزههایی که از خاک ساخته شدهاند، برای دریافت آب، از خاک بیشتر نیاز دارند. این نیاز به آب، به معنای نیاز روح به عشق و معرفت است.
هوش مصنوعی: به خاک رحم کن، زیرا او از این چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش) بیدست و پا و ناتوانتر است و در حرکت و تغییر دائماً در حال است.
هوش مصنوعی: زمانی که باد سبک و آزاد شود، پای او (باد) مانند یک پای لنگ در دو یا سه گام برای پیوستن به ابر (سحاب) تلاش میکند.
هوش مصنوعی: تا آن لنگ برق از حرکت خود بخندد و رعد خوش صدا به شفاعتش بیاید.
هوش مصنوعی: ساقیهای ابر را که به شکل باران میبارند، خطاب کن و به آنها بگو که بیایند و به زمین برسانند، زیرا زمین از شدت تشنگی دچار اضطراب و نگرانی شده است.
هوش مصنوعی: اگر من هم چیزی نگویم، باز هم بوی دلکباب (دلسوخته) به مشام رحمت الهی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: ساقیان بهگونهای مانند ابر بهسرعت میآیند و با ظروفی پر از شراب و مشک، نوشیدنی را به مهمانی میآورند.
هوش مصنوعی: در حالتی ساکت و در میان ویرانههای عشق، باید به دنبال گنج عشق بود، چون این گنج در بهار از دل این خرابیها شکوفا میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟
جانی است تیغ شاه، که دید این همه شگفت؟
جانی کزو بود تن و جان همه خراب
لرزان بهجای گوهر در جرم او پدید
جانهای دشمنانش چو ذره در آفتاب
گفتم متاب زلف و مرا ای پسر متاب
گفتا که بهر تاب تو دارم چنین بتاب
گفتم نهی برین دلم آن تابدار زلف
گفتا که مشک ناب ندارد قرار و تاب
گفتم که تاب دارد بس با رخ تو زلف
[...]
ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،
بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب:
بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرز
دیدهاست چشمهای که درو نیست هیچ آب
چشمهست و آب نیست، پس این چشمه چون بُوَد؟
[...]
چون از فراق دوست خبر دادم آن غراب
رنگ غراب داشت زمانه سیاه ناب
چونانکه از نشیمن بر بانگ تیر و زه
بجهد غراب ناگه جستم ز جای خواب
از گریه چون غرابم آواز در گلو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.