گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

چونک دریا دست ندهد پای نه در جوی آب

آن حریفان چو جان و باقیان جاودان

در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب

همرهان آب حیوان خضریان آسمان

زندگی هر عمارت گنج‌های هر خراب

آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف

هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب

آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود

نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب

عرق جنسیت برادر جون قیامت می‌کند

خود تو بنگر من خموشم و هوا علم بالصواب

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ماهان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

عرق جنسیّت برادر! جون قیامت میکند
خود تو بنگر من خموشم وَ هُوَ اَعلَم بِالصَّواب

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Behrouz در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۵ نوشته:

هو اعلم بالصواب همان الله اعلم بالصواب است در مصرع آخر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Behrouz در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۵ نوشته:

هو اعلم بالصواب همان الله اعلم بالصواب است در مصرع آخر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.