گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی

نادیده حکم کردن باشد غرامتی

پروانه چون نسوزد چون شمع او بود

چون خم نیاورم ز چنان سروقامتی

آن مه اگر برآید در روز رستخیز

برخیزد از میان قیامت قیامتی

زان رو که زهره نیست فلک را که دم زند

در خود همی‌بسوزد دارد علامتی

گر حسن حسن او است کجا عافیت کجا

با غمزه‌های آتش او کو سلامتی

هر دم دلم به عشق وی اندر حریصتر

هر دم ز عشق او دل من با سمتی

یا هجر لم تقل لی بالله ربنا

هذا الصدود منک علینا الی متی

می‌ترسم از فراق دراز تو سنگ دل

تا نشکند سبوی امیدم ز آفتی

ای آنک جبرئیل ز تو راه گم کند

با صبر تو ندارد این چرخ طاقتی

دل را ببرد عشق که تا سود دل کند

حاشا که او کند طمعی یا تجارتی

عشق آن توانگری است که از بس توانگری

داردهمی ز ریش فراغت فراغتی

از من مپرس این و ز عقل کمال پرس

کو راست در عیار گهرها مهارتی

او نیز خود چه گوید لیکن به قدر خویش

کو در قدم بود حدثی نوطهارتی

عقل از امید وصل چو مجنون روان شود

در عشق می‌رود به امید زیارتی

ور ز آنک درنیابد در ره کمال عشق

از پرتو شرارش یابد حرارتی

بادا ز نور عشق من و عقل کل را

زان شکر شگرف شفای مرارتی

تا طعم آن حلاوت بر عاشقان زند

وز عاشقان برآید مستانه حالتی

تبریز شمس دین که بصیرت از او بود

چون بر دلم رسید سپاهش به غارتی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۳ نوشته:

با غمزه‌های آتش او کو سلامتی..

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.