گوید آن دلبر که چون همدل شدی
با هوس همراه و هم منزل شدی
از میان نقشها پنهان شدی
در جهان جانها حاصل شدی
هم برآوردی سر از لطف خدا
هم به شمشیر خدا بسمل شدی
پیش آتش رو تو از نقصان مترس
چونک از آتش چنین کامل شدی
عشرت دیوانگان را دیدهای
ننگ بادت باز چون عاقل شدی
چون نهای حیوان چه مست سبزهای
چون نمردی چون در آب و گل شدی
آستین شه صلاح الدین بگیر
ور نگیری باطل باطل شدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف حس عشق و تجربههای دلبرانه میپردازد. او از حالتی سخن میگوید که در آن عاشق با هوس و محبت، ارتباطی عمیق و معنوی برقرار کرده است. دلبر به عاشق میگوید که در دل این پیوند، باید از ترس نقصان و آتش وجود خود نترسد، زیرا آتش عشق موجب کمال او میشود. همچنین شاعر به بیان نکاتی اخلاقی میپردازد و به مخاطب یادآوری میکند که اگر عقل را از دست دهد و تنها به خواهشهای دنیوی بپردازد، در حقیقت از حقیقت دور شده است. در نهایت، او به شخصی به نام صلاح الدین اشاره میکند و از او دوستی و حقیقت را طلب میکند.
هوش مصنوعی: دلبر میگوید وقتی با هوس یکی شدی و در کنار آن قرار گرفتی، به درد مشترک و همدلی رسیدی.
هوش مصنوعی: تو از میان تصویرها و نقشها پنهان شدی و در عالم جانها به حقیقت و وجود رسیدی.
هوش مصنوعی: تو هم بر اثر رحمت و لطف خدا به مقام بلندی رسیدی و هم به وسیلهٔ قهر و غضب خدا مانند کسی که با شمشیر کشته شده، به شهادت رسیدی.
هوش مصنوعی: به سمت آتش برو و از کمبودهای خود نترس، زیرا تو از آتش به چنین کمالی رسیدهای.
هوش مصنوعی: دیدن خوشی و خوشگذرانی دیوانگان (مجنونها) برای تو (عاقل) مایهٔ ننگ است، زیرا وقتی عاقل و معقول میشوی، دیگر نباید از آن لذتهای غیرعادی غفلت کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو نه مثل حیوانی که بهراحتی از سبزهها لذت میبردی، وقتی هنوز نمردهای و در این دنیا (آب و گل) بودهای، به چه دلیلی اینگونه زندهای؟
هوش مصنوعی: دست به آستین صلاحالدین، که احتمالاً اشاره به صلاحالدین ایوبی دارد، بزن و از او کمک بگیر؛ وگرنه اگر این کار را نکنی، به باطل و پوچی میرسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون تنک مغز آمدی بیدل شدی
کز شراب مست لایعقل شدی
چون درین تزویر او یکدل شدی؟
وز همه اشکالها عاطل شدی؟
هم بر ایشان کاری ار مشکل شدی
حل ز نام احمد عادل شدی
کیمیا بودی و مشت گل شدی
سر حق زائیدی و باطل شدی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.