سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
سر خنب برگشای و برسان شراب ناری
چه شود اگر ز عیسی دو سه مرده زنده گردد
خوش و شیرگیر گردد ز کفت دو سه خماری
قدح چو آفتابت چو به دور اندرآید
برهد جهان تیره ز شب و ز شب شماری
ز شراب چون عقیقت شکفد گل حقیقت
که حیات مرغ زاری و بهار مرغزاری
بدهیم جان شیرین به شراب خسروانی
چو سر خمار ما را به کف کرم بخاری
که ز فکرت دقیقه خللی است در شقیقه
تو روان کن آب درمان بگشا ره مجاری
همه آتشی تو مطلق بر ما شد این محقق
که هزار دیگ سر را به تفی به جوش آری
همه مطربان خروشان همه از تو گشته جوشان
همه رخت خود فروشان خوششان همیفشاری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به شادابی و نوشیدن شراب اشاره میکند و از ساقی میخواهد که شراب خوشگوار را برای او و دیگران بیاورد. او به قدرتهای عیسی اشاره میکند و میگوید اگر هر چند مرده نیز زنده شوند، شادی و خوشی در اثر شراب به وجود خواهد آمد. شاعر از تأثیرات عمیق و شگفتانگیز شراب بر جان و دل انسان سخن میگوید و آن را مایهی حیات و سروری روح میداند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که شراب، توانایی تسکین و آرامش در وجود آدمی دارد و او را از ظلمات به روشنی میبرد. در انتها، شاعر به شور و شوق مطربان اشاره میکند که همه تحت تأثیر این مایهٔ طرب و زندگی، خوشحالی و نشاط را ابراز میکنند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، صبح شده است، برخیز و آنچه در دل داری انجام بده. ظرف شراب را باز کن و شراب ناری را به من برسان.
هوش مصنوعی: اگر عیسی (پیامبر) سه نفر را زنده کند، چه مشکلی پیش میآید؟ این کار باعث شادی و خوشحالی میشود و از دردها و غمها کاسته میشود، همانطور که دو یا سه جرعه شراب میتواند کسی را سرحال کند.
هوش مصنوعی: چشمۀ خورشید بسان جامی چنان زیبا و درخشان است که وقتی به دور آن بیفتد، دنیا از تاریکی شب و شمار شبها رهایی مییابد.
هوش مصنوعی: از شراب، حقیقتی به مانند گلِ حقیقت شکوفا میشود، زیرا حیات پرندهٔ زاری (نالهکننده) و فصل بهار را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: بیایید جان شیرین خود را به شراب سلطنتی بدهیم، زیرا حالت مستی ما را در حالتی از محبت و لطف به دیگران قرار میدهد.
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهٔ تو مانع از جریان آرامش و نشاط در کارت شده است. باید به خودت آب درمانی برسانی تا راههای بستهٔ ذهنت باز شود.
هوش مصنوعی: تو همان آتش هستی که با وجودت، همه ما را تحت تاثیر قرار دادهای. این واقعیت را محقق (دانشمند یا واقف بر حقیقت) ثابت کرده که تو میتوانی هزار دیگ را به جوش بیاوری و خشم و حرارت را در آنها آشکار کنی.
هوش مصنوعی: همه نوازندگان در حال نواختن و شادی هستند و این شور و هیجان به خاطر توست. همه آنها از خود درآوردند و به تو توجه دارند و در این حال خوش، تو را در آغوش میفشارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
چه خوش است این صبوری چه کنم نمیگذاری
سر این خدای داند که مرا چه میدواند
تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران
[...]
دل رهروان فریبی به کلام نیش داری
مگر اینکه لذت او نرسد به نوک خاری
چکنم که فطرت من به مقام در نسازد
دل ناصبور دارم چو صبا به لاله زاری
چو نظر قرار گیرد به نگار خوبروئی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.