گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به کوی دل فرورفتم زمانی

همی‌جستم ز حال دل نشانی

که تا چون است احوال دل من

که از وی در فغان دیدم جهانی

ز گفتار حکیمان بازجستم

به هر وادی و شهری داستانی

همه از دست دل فریاد کردند

فتادم زین حدیث اندر گمانی

ز عقل خود سفر کردم سوی دل

ندیدم هیچ خالی زو مکانی

میان عارف و معروف این دل

همی‌گردد به سان ترجمانی

خداوندان دل دانند دل چیست

چه داند قدر دل هر بی‌روانی

ز درگاه خدا یابی دل و بس

نیابی از فلانی و فلانی

نیابی دل جز از جبار عالم

شهید هر نشان و بی‌نشانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مهدی نظری » تشنه » کوی دل

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.