گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مرا هر لحظه منزل آسمانی

تو را هر دم خیالی و گمانی

تو گویی کو طمع کرده‌ست در من

جهانی زین خیال اندر زیانی

بر آن چشم دروغت طمع کردم

که چون دوزخ نمودستت جنانی

بر آن عقل خسیست طمع کردم

که جان دادی برای خاکدانی

چه نور افزاید از برق آفتابی

چه بربندد ز ویرانی جهانی

ز یک قطره چه خواهد خورد بحری

ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی

چه رونق یا چه آرایش فزاید

ز پژمرده گیایی گلستانی

به حق نور چشم دلبر من

که روشنتر از این نبود نشانی

به حق آن دو لعل قندبارش

که شرح آن نگنجد در دهانی

که مقصودم گشاد سینه‌ای بود

نه طمع آنک بگشایم دکانی

غرض تا نانی آن جا پخته گردد

نه آنک درربایم از تو نانی

ز بهمان و فلان تو فارغ آیند

طمع آن نی که گویندم فلانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.