گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۹۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مرا بگرفت روحانی نگاری

کناری و کناری و کناری

بزد با من میان راه تنگی

دوچاری و دوچاری و دوچاری

ز جان برخاست ز آتش‌های عشقش

بخاری و بخاری و بخاری

مبادا هیچ دل را زین چنین عشق

قراری و قراری و قراری

سکست این کره تند دل من

فساری و فساری و فساری

نهاده بر سرش افسار سودا

غباری و غباری و غباری

فتاده در سرش از شمس تبریز

خماری و خماری و خماری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون نوشته:

این غزل ترانه گون حکایت برخورد آغازین وناگهانی شمس را با جلال دین نشان میدهد و بیت پایین مدت همنشینی را
بعد از چهار سال نشستیم دو به دو
یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست

👆☹

دریای سخن