گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۹۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

به تن با ما به دل در مرغزاری

چو دربند شکاری تو شکاری

به تن این جا میان بسته چو نایی

به باطن همچو باد بی‌قراری

تنت چون جامه غواص بر خاک

تو چون ماهی روش در آب داری

در این دریا بسی رگ‌هاست صافی

بسی رگ‌هاست کان تیره است و تاری

صفای دل از آن رگ‌های صافی است

بدان رگ پی بری چون پر برآری

در آن رگ‌ها تو همچون خون نهانی

ور انگشتی نهم تو شرم داری

از آن رگ‌هاست بانگ چنگ خوش رگ

ز عکس و لطف آن زاری است زاری

ز بحر بی‌کنار است این نواها

کی می‌غرد به موج از بی‌کناری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر