آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
من نیست شدم باری در هست یکی هستی
از یک قدح و صد دل، او مست نمیگردد
گر باده اثر کردی در دل تن از او رستی
بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی
پر میدهیم گر نی این شیشه بنشکستی
بر جام من از مستی سنگی زدی اشکستی
از جز تو گر اشکستی بودی که نپیوستی
زین باده چشید آدم کز خویش برون آمد
گر مرده از این خوردی از گور برون جستی
گر سیر نه ای از سر هین خوار و زبون منگر
در ماه که از بالا آید به چه پستی
ای برده نمازم را از وقت چه بیباکی
گر رشک نبردی دل تن عشق پرستستی
آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف
هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش خستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حالتی از مستی و عشق است که در آن شاعر از تجربهٔ زندگانی و بادهنوشی صحبت میکند. او به توصیف اثرات مستی و بالا رفتن از خودآگاهی میپردازد و بیان میکند که نوشیدن میتواند انسان را از خود خارج کند و به او حیات دوباره ببخشد. همچنین، شاعر به نقد دنیا و پستیهای آن اشاره میکند و محبت و عشق به معشوق را بر هر چیز دیگری مقدم میداند. در نهایت، او با دعوت به وجود آوردن عشق در دل، بر اهمیت ماندن در عشق و نزدیکی به معشوق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: مهر و ماه ما با بادهگستری، من را بسیار مست کردهاند، اما در این حال دست من به چیز دیگری نمیرسد و در نهایت، من فقط در حالتی هستم که به وجودی واحد و یکتای حقیقی دست یابم.
هوش مصنوعی: او (خدا یا حقیقت) با یک جام شراب و صد دل (عشق و محبت) نیز مست نمیشود، مگر اینکه باده (معرفت و نور) به دل انسان اثر کند و باعث رهایی از قید و بند جسم شود.
هوش مصنوعی: دوباره آن می را که در سحر نوشیدی آوردی، و اگر این شیشه را نشکنی، ما پر میدهیم.
هوش مصنوعی: اگر بر جام من از شوق و مستی سنگ بزنید و آن را بشکنید، هیچ تأثیری ندارد؛ چون اگر جز تو کسی آن را بشکند، و تو در آنجا نباشی، هیچ نخواهی بود.
هوش مصنوعی: آدم از این شراب (بادهٔ عشق) چشید که از خود خارج شد و به حالت غیرت خود رسید. اگر کسی از این شراب بنوشد، حتی اگر مرده باشد، از گور بیرون میآید و زنده میشود.
هوش مصنوعی: اگر سیر و رایگان نیستی، از سرزنش من بگریز و به وضعیت خود توجه نکن، چرا که مانند ماه که از بالا میآید، در نهایت به پستی و حقارت میرسد.
هوش مصنوعی: ای کسی که نمازم را از وقتش گرفتهای، چقدر بیپروا هستی! اگر عشق را پرستش نمیکردی، اینگونه رشک بر من نمیبردی.
هوش مصنوعی: اگر در حال مستی و شیدایی آن شخص مست وارد صف شوی، هم به او گرایش پیدا میکنی و هم زیباییاش برایت مانند کعبهای میشود که باید آن را سجده کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
باده خور و مستی کن مستی چه کنی از غم
دانی که به از مستی صد راه یکی مستی
آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
وان یار به زیبایی چون حور جنانستی
خونخواره دو چشم او چون در نگرد شاید
گویی که دو جادو را آهنگ به جانستی
گر راز دو زلفینش ایام بدانستی
[...]
من پای همیکوبم ای جان و جهان دستی
ای جان و جهان برجه از بهر دل مستی
ای مست مکش محشر بازآی ز شور و شر
آن دست بر آن دل نه ای کاش دلی هستی
ترک دل و جان کردم تا بیدل و جان گردم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.