باده ده آن یارِ قدحباره را
یار ترشرویِ شکرپاره را
منگر آن سوی، بدین سو گشا
غمزهٔ غمازهٔ خونخواره را
دست تو میمالد بیچارهوار
نه به کفَش چارهٔ بیچاره را
خیره و سرگشته و بیکار کن
این خرد پیر همهکاره را
ای کرمت شاهِ هزاران کرم
چشمه فرستی جگر خاره را
طفل دوروزه چو ز تو بو برَد
میکِشد او سوی تو گهواره را
تَرک کند دایه و صد شیر را
ای بدل روغن کنجاره را
خوب کلیدی در بر بسته را
خوب کمندی دل آواره را
کار تو این باشد ای آفتاب!
نور فرستی مه و استاره را
منتظرش باش و چو مه نور گیر
ترک کن این گنگل و نظاره را
رحمت تو مهره دهد مار را
خانه دهد عقرب جراره را
یاد دهد کار فراموش را
باد دهد خاطر سیاره را
هر بت سنگین ز دمش زنده شد
تا چه دم است آن بت سحاره را
خامش کن گفت از این عالم است
ترک کن این عالم غداره را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت الهی و اهمیت دلباختگی به آن اشاره میکند. او از یار و معشوق میخواهد که بادهای از لطف خود به او دهد و از غمهای دنیا دورش کند. تاکید بر تسلیم به قدرت الهی و فراموشی از دنیا و غمهای آن نیز وجود دارد. شاعر در پایان به نور معنوی و رحمت خداوندی که میتواند هر موجودی را زنده کند اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که در جستجوی نور و هدایت الهی باشد. در این مسیر، رهایی از قید و بندهای دنیوی و توجه به عشق الهی به عنوان هدف اصلی مطرح میشود.
هوش مصنوعی: باده را به آن معشوقی بده که دارای شراب در دست است و همچنین به آن یار ترشرویی که مانند شکر است.
هوش مصنوعی: به آن طرف نگاه نکن، به سمت اینجا بیا و چشمهای تماشایی و شیطانصفت خود را که باعث درد و آسیب میشود، باز کن.
هوش مصنوعی: دست تو به حالت ناتوانی و بیچارگی بر روی چیزها میمالد، اما دستیابی به چاره و راهحل برای این وضعیت بیچارهوار در دستانت نیست.
هوش مصنوعی: ای خرد پیر و دانا، بیفایده و گمشدهام، تو را وادار کن که من را بیکار و سرگردان کند، زیرا این کار تو بهترین است.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ که کرمهای فراوان داری، تو چشمهای هستی که درد و رنج دلهای شکسته را مداوا میکنی.
هوش مصنوعی: کودک دو روزهای که از تو بویی میگیرد، به سمت تو میرود و گهوارهاش را به پیش میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و محبت، دایه (پرستار) کودک به راحتی از همه چیز، حتی از شیر و زندگی مادی، دست میکشد و به سمت تو میآید، چون تو مانند روغن خالص و باارزش هستی که دل را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: خوب، با وجود اینکه همه چیز بر مدار کلید و قفل میچرخد، جان بیقرار و آواره، یک کمند زیبا برای نگهداشتن خود پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ای آفتاب! کار تو این است که نور را به مه و ستاره میتابانی.
هوش مصنوعی: منتظر او باش و مانند ماه نور دریافت کن، این بینظمی و تاریکی را رها کن و به تماشا بپرداز.
هوش مصنوعی: رحمت تو به مارها زندگی میبخشد و به عقربها مکانی برای زندگی فراهم میکند.
هوش مصنوعی: باد به یاد ما میآورد کارهایی را که فراموش کردهایم و به ما کمک میکند تا به یاد سیارهها و ستارهها نیز بیفتیم.
هوش مصنوعی: هر اندام سنگی یا مجسمهای به خاطر نفسی که دارد، جان میگیرد. حال باید دید که این نفس که موجوست، تا چه حد بر زندگی سحاره (رمز و رازها) تأثیر دارد.
خاموش باش زیرا حرف و گفت از جنس این عالم است؛ این عالم غداره بیمروت را بگذار و ترککن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
پست کند هوچی و بیکاره را
شاد کند ملت بیچاره را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.