گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی

به ساقی گو که زود آخر هم از اول قدح دردی

بیا ای ساقی لب گز تو خامان را بدان می‌پز

زهی بستان و باغ و رز کز آن انگور افشردی

نشان بدهم که کس ندهد نشان این است ای خوش قد

که آن شب بردیم بیخود بدان مه روم بسپردی

تو عقلا یاد می‌داری که شاه عقلم از یاری

چو داد آن باده ناری به اول دم فرومردی

دو طشت آورد آن دلبر یکی ز آتش یکی پرزر

چو زر گیری بود آذر ور آتش برزنی بردی

ببین ساقی سرکش را بکش آن آتش خوش را

چه دانی قدر آتش را که آن جا کودک خردی

ز آتش شاد برخیزی ز شمس الدین تبریزی

ور اندر زر تو بگریزی مثال زر بیفسردی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

صوفی مولانا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۵ نوشته:

سلام دوستان این این غزل مولانای جان اشاره داره به داستان موسی کلیم الله که فرعون که دو طشت مقابلش قرار میده
تا اون امتحان کنه
دو طشت آورد آن دلبر یکی ز آتش یکی پرزر
چو زر گیری بود آذر ور آتش برزنی بردی
موسی آتش گرفت و از دام رست آتش نماد عرفان و زر نماد من ذهنی و نفس پرستی و مادیت عقل ، عقل هرچقدر هم که چاره جوئی کنه چون من ذهنی تصمیم گیرنده اشتباه میکنه و ما باید در لحظه باشیم تا آتش ما را در بر بگیرد
ز آتش شاد برخیزی ز شمس الدین تبریزی
ور اندر زر تو بگریزی مثال زر بیفسردی
استاد عرفان همون آتش اگر ما از سوز آتش قرار نکنیم قطعا به بیداری میرسیم اما اگر غرق دنیا شیم همیشه افسرده هستیم من ذهنی وقتی در آتش شناخت به سوزه ققنوس بیداری بر خواهد خواست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.