گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هزار بار کشیده‌ست عشق کافرخو

شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو

شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز

گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو

ز هر چه پر کندم من سبوی تسلیمم

سبو اسیر سقاست چون گریزد از او

هزار بار سبو را به سنگ بشکست او

شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو

سبو سپرده به دو گوش با هزاران دل

بدان هوس که خورد غوطه در میانه جو

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بی نشان در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۷ نوشته:

سلام و عرض ادب و احترام
در صورت صحت و صلاحدید اصلاح بفرمایید
مصراع اول بیت اول :
هزار بار کشیده است / کشیدست که حرف های پایانی و الف آغازین حذف و یا ادغام می شوند کشیدِ است خوانش را به سکته و خلل وزنی مواجه می نماید همان طور که خوانش گر غزل اینگونه قرائت کرده اند و از لطافت سماعی شعر کاسته شده است
بیت سوم مصراع دوم :
سبو اسیر سقاست / سبو اسیر سقایست چون گریزد از او که اضافه نمودن حرف یا که اعلال حرف الف ابتدای است می باشد خوانش را روان تر و دلنشین تر می نماید
بیت پنجم :
سبو سپرده به دو گوش / سبو سپرده بدو گوش : یعنی سبو به او گوش سپرده است که با تسلیم بودن تمامی ارکان وجودی سبو در بیت پیشین نیز تناسب تام دارد .... سبو به سقا گوش سپرده است و تسلیم و منقاد امر و خواست و مشیت اوست که غایت آن جز غوطه دادن سبو در جو نیست
ولله الحمد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.