گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو

چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو

چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است

و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو

مست دیدی که شکوفه ش همه در است و عقیق

باده‌ای کو چو اویس قرنی دارد بو

ای بسا فکرت باریک که چون موی شده‌ست

وز سر زلف خوش یار ندارد سر مو

مست فکرت دگر و مستی عشرت دگر است

قطره‌ای این کند آنک نکند زان دو سبو

بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن

بر لب جوی حیل تخته منه جامه مشو

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

م ج در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۱ نوشته:

سلام
دوستان در بیت دوم منظور از رییس کیست ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
یحیی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۰ نوشته:

سلام ، دوست عزیز، یقینا آن رئیس پیامبر اکرم است و زیرا با تامل در ابیات قبل میبنیم سخن از فضل عثمان و بعد بزرگی فضل عمر بن خطاب بر عثمان و یقینا بعد از عمر باید محمد نبی باشد که فقط او رئیس سرداران است و مولانا بر این باور است که صفات محمد نبی و اصحاب را به کلی در خود جمع کرده و در غزل 679 بیت اول اعتقاد به نفس مطمئنه خود مثل پیامبر که دیو ایشان مسلمان شده، و شمس تبریزی میفرمایند هرکس میخواهد نبی مرسل را ببیند مولانا را ببیند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.