گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو

چرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو

تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شود

خار خسک نسرین شود صد جان فدای جان تو

در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهی

صد شور در سرها نهی ای خلق سرگردان تو

عشقا چه شیرین خوستی عشقا چه گلگون روستی

عشقا چه عشرت دوستی ای شادی اقران تو

ای بر شقایق رنگ تو جمله حقایق دنگ تو

هر ذره را آهنگ تو در مطمع احسان تو

بی‌تو همه بازارها پژمرده اندر کارها

باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو

رقص از تو آموزد شجر پا با تو کوبد شاخ تر

مستی کند برگ و ثمر بر چشمه حیوان تو

گر باغ خواهد ارمغان از نوبهار بی‌خزان

تا برفشاند برگ خود بر باد گل افشان تو

از اختران آسمان از ثابت و از سایره

عار آید آن استاره را کو تافت بر کیوان تو

ای خوش منادی‌های تو در باغ شادی‌های تو

بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو

من آزمودم مدتی بی‌تو ندارم لذتی

کی عمر را لذت بود بی‌ملح بی‌پایان تو

رفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدم

در خواب دید این پیل جان صحرای هندستان تو

صحرای هندستان تو میدان سرمستان تو

بکران آبستان تو از لذت دستان تو

سودم نشد تدبیرها بسکست دل زنجیرها

آورد جان را کشکشان تا پیش شادروان تو

آن جا نبینم ماردی آن جا نبینم باردی

هر دم حیاتی واردی از بخشش ارزان تو

ای کوه از حلمت خجل وز حلم تو گستاخ دل

تا درجهد دیوانه‌ای گستاخ در ایوان تو

از بس که بگشادی تو در در آهن و کوه و حجر

چون مور شد دل رخنه جو در طشت و در پنگان تو

گر تا قیامت بشمرم در شرح رویت قاصرم

پیموده کی تاند شدن ز اسکره عمان تو

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد فخارزاده در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

این غزل یکی از زیباترین غزلهای جناب مولوی است که دکتر شمیسا آن را در گزیده ی خود آورده است. مصراع زیر:
بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو
یکی از اندیشه های کلیدی مولوی را بازگو می کند که جهان را شادی در شادی و شربت اندر شربت می بیند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۳۴ نوشته:

با تأیید سخنان آقای فخارزاده، به نظرم مصراع
بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو
اشاره به ماه رمضان دارد. یعنی کسی که ماه رمضان مهمان خدا می شود، به جای نان شادی می خورد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۱ نوشته:

خسک برای ترجمه spike لغت خوبی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۵ نوشته:

با تأیید سخنان محمد تنها افزون کنم تنها رمضان نیست که مهمانی به پاست ، خوانیست گسترده و جامیست پیوسته ولی کو دانایی که در رسد !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۷ نوشته:

اسکر به فارسی معنی effect می دهد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۸ نوشته:

اما اینجا همان معنی معمولی ان که کاسه و اشکوره را می دهد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

محض مزاح افزون ( برای اینکه به نگاه شمس خشک به نظر نیامیم ) کنم که هشکوره به لری یعنی چشم بسته گرز زدن و ان هنگامی ست که در میان سگان گزنده گیر بیفتد کسی و بدون نگاه کردن و کور کورانه هش گوید و گرز نوازد ! البته کسی که سخت از خود دفاع می کند و هیچ به درستی و نادوستی سخن و کنش خود نیز نمی اندیشد نیز می گوییم به هشکوره افتاده است ! ( دیدی شوخی هم می دانم )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۴ نوشته:

عمان در اسکره پیمودن یعنی بحر به کاسه پیمودن .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۶ نوشته:

در خواب دید این پیل جان فیلش یاد هندوستان کرده است را یاداوری میکند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۷ نوشته:

برای شادروان به جای خیمه سراپرده هم زیباست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۹ نوشته:

اسکره -به معنی کاسه-بعدا به صورت سغراق درامده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۹ نوشته:

دنگ هم به جای غافل و بی خبر زیباست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بیژن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۴ نوشته:

لغت نامه دهخدا
دنگ . [ دَ ] (اِ صوت ) صدایی که از بر هم خوردن دو سنگ یا دو چوب برآید. (از فرهنگ جهانگیری ) (از غیاث ) (برهان ). آواز افتادن چیزی سخت بر زمین و یا حکایت صوت خوردن دو چیز صلب به یکدیگر. درینگ : دنگ دنگ ساعت کلیسا. (یادداشت مؤلف ) :
 در جهان دیوانه را دنگی بس است 
خانه ٔ پرشیشه را سنگی بس است .
در زبان کردی هم کلمه "دنگ" به معنی " صدا" رایج است.
جمله حقایق ، دنگ تو...
هرچه تو بگوویی همه حقیقت است...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مسعود در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۶ نوشته:

سودم نشد تدبیرها بسکست دل زنجیرها
>>>
سودم نشد تدبیرها بگسست دل زنجیرها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مریم در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ نوشته:

لطفا صوتی این غزل زیبا رو هم بزارید تلفظ بعضی از لغات برام مشکله.باتشکر از سایت گنجور

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیمانایینی در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

اشعار مولانا انسان را به دنیای رویاها ، دنیای عشق میبرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.