گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن

آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن

بی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدی

تا نمایم همه را بی‌ز جگر خندیدن

به صدف مانم خندم چو مرا درشکنند

کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن

یک شب آمد به وثاق من و آموخت مرا

جان هر صبح و سحر همچو سحر خندیدن

گر ترش روی چو ابرم ز درون خندانم

عادت برق بود وقت مطر خندیدن

چون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگر

تا در آتش تو ببینی ز حجر خندیدن

زر در آتش چو بخندید تو را می گوید

گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن

گر تو میر اجلی از اجل آموز کنون

بر شه عاریت و تاج و کمر خندیدن

ور تو عیسی صفتی خواجه درآموز از او

بر غم شهوت و بر ماده و نر خندیدن

ور دمی مدرسه احمد امی دیدی

رو حلالستت بر فضل و هنر خندیدن

ای منجم اگرت شق قمر باور شد

بایدت بر خود و بر شمس و قمر خندیدن

همچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نبات

وقت اشکوفه به بالای شجر خندیدن

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید جبار مقیمی در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۶ نوشته:

با سلام و سپاس از تدارک دیدگان این سایت
یک بیت مانده به آخر این غزل که با "ای منجم"شروع میشود بنظر میرسد حضرت مولانا را به معجزه ی شق القمر اعتقادی نبوده در حالی که از ساحت آن عارف بزرگ بعید به نظر می رسد .لطف فرموده راهنمایی فرمائید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۲۷ نوشته:

با سلام
در جواب آقای مقیمی:
این بیت دلیل عدم باور مولانا به معجزه شق القمر نمی‌شود؛ چند بیت قبلی‌ در مورد معجزات پیامبران می‌گوید: ... اگر مرگ را باور کردی، پس به تمام مقامات و قدرت و مال دنیا بخند ... اگر عیسی را دیدی پس بر هر چه شهوت بخند ... پیامبر اسلام که به مکتب نرفته را دیدی که قران نوشت، پس بر هر چه فضل و علم اکتسابی دنیاست بخند ... شق القمر را باور کردی، پس بر علم و استدلال خودت و هر چه در کائنات است بخند، چون این چیز‌ها با علم نجوم ثابت نمی‌شود ... خیلی‌ بالاتر از این حرف هاست. (و می‌دانیم که مولانا همواره نفس و خود را نکوهش کرده) اینجا از معجزه شق القمر به عنوان قویترین دلیل برای بی‌ ارزش بودن "خود" مثال زده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی همدانی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

"در جواب آقای مقیمی"
استاد الهی قمشه ای (در کتاب 365 روز در صحبت مولانا)در توضیح این بیت می فرماید: یعنی ای منجم، اگر معجزه شق القمر را باور کردی دیگر به علم و دانش خود و محاسبات و نظریه های خود توانی خندید،چنان که وقتی امّی بودن رسول پذیرفته شود همه فضل و هنر ها که میآموزند از اعتبار می افتد.
مقصود از امی بودن پیامبر فاقد سواد بودن او نیست،بلکه نظر مولانا مقصود از امی این است که علم پیامبر مادر زادی و لدنی است.در این بیان مولانا رمزی نیز هست که اصحاب اشارت در می یابند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۶ نوشته:

برخی می گویند حضرت رسول (ص) را ازین رو
امی خوانده بودند که اهل ام القرا (مکه) بوده است. والله اعلم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۵ نوشته:

برای امی معانی بسیاری قائل شده اند .اینجا همان نانویسا و ناخوانا پذیرفتنیست .در قرآن هم همین لفظ احمد امی بصورت النبی الامی به کار رفته .الذین یتبعون الرسول النبی الامی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۰ نوشته:

در مورد بیت ای منجم ...باید گفت میفرماید ای منجم اگر مسأله ی شکافته شدن ماه را توسط رسول اکرم قبول کردی باید بر دانش نجومی خود بر شمس و قمر و دیگر مواردطبیعی از این دست بخندیآن هم به استهزا چون پذیرش این معجزه به معنی نفی قوانین دانشمندان علوم طبیعی ست ..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید جبار مقیمی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۸ نوشته:

باسلام،از پاسخ های روشن عزیزان ذیل سوال حقیر صمیمانه سپاسگزارم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منوچهر تقوی بیات در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۶ نوشته:

ما امروز اندازه، وزن، چگالی و فاصله ی ماه را از زمین می دانیم. فرستادگان داشمندان(منجمان) ناسا بر روی ماه قدم زده اند و خاک قمر را به توبره کشیده و به آزمایشگاه برده اند و تجزیه کرده اند. جلال الدین بلخی دانشمند بزرگی بوده که جهانی را تسخیر کرده است. او می دانسته که اگر ماه به دو نیمه شود زمین و زمان برای ما مردم خاکی بهم می ریزد. ما نمی توانیم بگوییم حرف های او ورای علم و دانش است. به محاسبات دانشمندان و کشف ماه نمی توان خندید ولی به شق القمر و باورمندان به آن می توان خندید اما همانطور که مولوی در بیت آخر می گوید:
همچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نبات
وقت اشکوفه به بالای شجر خندیدن
من خود به شق القمر بسیار اندیشیده ام و تأسف می خورم که چگونه وقت و انرژی ما برای این حرف ها تلف می شود. شب هایی که آسمان صاف است و ماه تمام می درخشد و در آسمان کمی ابر اینجا و آنجا هست،گاهی اتفاق می افتد که خط نازکی از ابر بر روی ماه قرار می گیرد. آن گاه است که شق القمر رخ می دهد. شما نیز می توانید شق القمر را به چشم ببینید و به دیگران بگویید که به اشاره شما ماه به دو نیمه شده است!
منوچهر تقوی بیات

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدمحمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۸ نوشته:

جناب تقوی بیات
نظر جنابعالی را خواندم
ولی بر خلاف دیدگاه شما ، مولوی به شق القمر باور دارد و درین چامه نیز مهر تأئید دیگری بر آن زده است ، مگر بخواهید با مغلطه باور او را دگرگونه جلوه دهید
حاشیه های دوم و سوم جواب قاطعی بر انحراف دیدگاه شماست
در جواب خیالات شما در مورد هاله ی ابر بر روی ماه نیز به عرض میرسانم که در تاریخ آمده که دو نفر از یاران حضرتش به دونیمه شدن ماه شهادت داده اند
و این شهادت ها مورد قبول دیگران واقع شده
میخواهم به جای خیالبافی شما راه دیگری را نشانتان بدهم تا شماهم به راستی شق القمر کنید : انگشت سبّابه خود را عمودی روی بینی بگذارید و به ماه نگاه کنید ، انگشت را کمی با بینی فاصله بدهید تا شق القمر کرده باشید
خوش باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عیسی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲ نوشته:

البته مجعزه و پذیرش معجزه بمعنی نقض علم نیست؛ آنچنانکه برخی دوستان مرقوم کردن. :) بلکه معجزه همواره نشاندهنده محدودیت تفکر انسان هست. فلسفه اش هم همینه. ممکنه چیزی صحیح باشه، ولی محدود. گرچه علوم و مخصوصا غلوم تجربی همواره درحال تکوین هستن و بروز میشن. گاهی هم معلوم میشه تکه هایی از اونها اشتباه بوده. اما بهرحال معجزه بمعنی نقض علم نیست. بهرحال، در مثل هم معمولا مناقشه نمی‌کنن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شاهرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۱۴ نوشته:

منجم ، میتواند هر کسی باشد که در تاریکی شب ذهن ، مشغول رصد ماه و ستاره گان است .
منجم هشیار ، بین افسانه و قوانین جاری بر آسمان شب ، تمییز قایل مبشود و راه صبح را میجوید ........
صبح نزدیک است ، خامش ! کم خروش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۶ نوشته:

عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی فقیهی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۹ نوشته:

سلام به دوستداران مولانا و گردانندگان این درگاه ارزشمند
به فهم بنده پیامبر اسلام بی نیاز از خرق عادات بوده و در زمان آن بزرگوار هم دوران معجزات به سر رسیده بود . خود پیامبر هم به این موضوع تاکید داشت . بی نظمی هم در این خلقت عظیم کائنات راه ندارد عدول از نظم خلقت هم صلب از خالق قادر است . ناگزیر بیاد به این پدیده بصورت سیمبلیک نگاه کرد و از کند و کاو بیهوده پرهیز نمود.
اما همه ی اینها فرع موضوع است
اصلا موضوع نهفته در شعر مولانا و نیت آن بزرگوار در پوشانیدن لباس نظم به این کلمات بسیار متعالی تر است و حقیر به دوستان توصیه می کنم توجهشان را معطوف مراد شاعر کنند
ای برادر قصه چون پیمانه ایست
معنی اندر وی مثال دانه ایست
دانه ی معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امید در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

با سلام خدمت اساتید محترم ، حالا چه اصراری داریم بر اینکه علم 800 سال پیش و یا 1400 سال پیش را با علوم پیشرفته امروزی توجیه کنیم البته مولانا عارف بزرگی بوده ولی تلسکوپ هابل نداشته و یا فضانورد نبوده که دقیقا بگه شق القمری بوده یا نبوده امروزه این موضوع رد شده پس بیهوده نباید بر آن اصرار ورزید.
همین اصرار بر خرافات و روایات دروغین مردم عموما تحصیلکرده امروزی را از دین و دیانت فراری داده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نفس کش در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۵ نوشته:

اصلاً آیه قرآن نمیگوید حضرت محمد شق القمر کرده اند! بلکه ایشان در آن زمان در میان کوههای ابی قبیس در دره (شعب) ابوطالب با دیگر مسلمانان محبوس بودند و شاید ماه را حتی نمیدیده اند! این مسجونیت بیش از سه سال طول کشید و حضرت خدیجه و ابوطالب از شدت مشقت رحلت فرمودند و تاریخ نویسان میگویند گریه اطفال گرسنه هر روز شنیده میشده از داخل دره! قریش هم قراولانی با شمشیر آماده داشته اند برای نگهداشتن مسجونین!
سوال اول و بجا اینستکه چرا حضرت بجای شق القمر شق السیف نکرد!؟
سوال دوم اینستکه چرا هیچ حدیثی نبوی از برای اهل سنت و هیچ حدیث و روایتی از ائمه اطهار در تائید وقوع شق القمر موجود نیست!؟

مولوی میگوید منجم میداند که نور ماه از خورشید است و اگر ماه روی زمین واقع شود زمین حائل شده ماه بی نور خواهد بود بنابراین به عقل و منطق چنین منجمی باید خندید هر چند بر مردم غیر منجم حرجی نیست!
اما هر کسی دو کلمه عربی بداند میفهمد که آیه قرآن ابداً نمیگوید حضرت محمد ماه را دو نیم کرده اند!
آیه میگوید ‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ یعنی ساعة و قیامت فرارسید و ماه به دونیم منشق شد و توضیح این را بصورت تعجب و غیر مترقبه بودن قیامت در آیات بعد میدهد و میفرماید بر خلاف انتظار کفار در روز قیامت دعوت کننده حق یعنی برپا کننده قیامت که قائم باشد ظهور میکند و کفار مانند آفت ملخ ( جراد منتشر) او را انکار میکنند و خدا باین جهت از ایشان روی بر میگرداند! این ثابت میکند که تا روز قیامت این مردم مورد لطف و توجه خدا بوده اند که در هنگام ظهور داعی حق و انکار ایشان خداوند از ایشان روی بر میگیرد.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدَّاعِ إِلی‏ شَیْ‏ءٍ نُکُرٍ
پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی [حق‌] به سوی امری دهشتناک دعوت می‌کند، (قمر 6)
البته این قوم مسلمانانی هستند که داعی حق را انکار کرده کافر میشوند و در آیه بعد میفرماید کافران روزی بسیار سخت دارند.
مُهْطِعِینَ إِلَی الدَّاعِ یَقُولُ الْکافِرُونَ هذا یَوْمٌ عَسِرٌ
بنابراین فاقتربت الساعة وانشق القمر یک فنومن گذشته در آینده است مانند اشاره حضرت موسی در سفر نثنیه اصحاح 33 آیه 2 که وقوعات قیامت را بفعل گذشته بیان میفرماید در حالیکه ایشان نه در سعیر یعنی ناصره تشریف داشته اند و نه در فاران یعنی مکه و نه ظهور قیامت را با شهادت ربوات مقدسین یعنی ده ها هزار مومن در زمان ایشان متحقق شده بوده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
.. در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

خندم
چو مرا درشکنند..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

با عرض سلام خدمت دوستان.
در مورد شعر و بیت مورد نظر، هر دو مفهوم برداشت میشود.
در مورد معجزه هم، نه وقوع معجزه علم را زیر سوال میبرد و نه قوانین مستحکم علمی، مانع وقوع معجزه میشود.
تعاریف علم و معجزه در ذاتشان است و اتفاقا منافاتی ندارند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

مسائل اعتقادی در دین به صورت یک پکیج (مجموعه یا بسته) است. یا باید کلا آن را پذیرفت و یا رد کرد. در مورد شق القمر کسانی که با دلایل علمی و یا عقلی آنرا رد می کنند باید بگویند به چه دلیل سایر باورها مثل آوردن وحی از سوی جبرییل را قبول دارند و یا موارد دیگر. و چرا شق القمر را قبول ندارند. وحی و عروج علمی است و شق القمر غیر علمی. بیایید با خود صدق باشیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نا شناس در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ نوشته:

با تشکر از تفسیر زیبای آقای منوچهر تقوی بیات.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۴ نوشته:

گرامی ناشناس
نظر آقای منوچهر تقوی بیات اشتباه محض است و ایشان به خطا رفته
لطف کنید حاشیه ی دوم و سوم را ، و همچنین نظر آقای سید محمد را بخوانید تا به بیراهه رفتن آقای تقوی پی ببرید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.