گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم

چنانک گر شکم چنگ پر شود مثلا

نه ناله آید از آن چنگ پر نه زیر و نه بم

اگر ز روزه بسوزد دماغ و اشکم تو

ز سوز ناله برآید ز سینه‌ات هر دم

هزار پرده بسوزی به هر دمی زان سوز

هزار پایه برآری به همت و به قدم

شکم تهی شو و می نال همچو نی به نیاز

شکم تهی شو و اسرار گو به سان قلم

چو پر شود شکمت در زمان حشر آرد

به جای عقل تو شیطان به جای کعبه صنم

چو روزه داری اخلاق خوب جمع شوند

به پیش تو چو غلامان و چاکران و حشم

به روزه باش که آن خاتم سلیمان است

مده به دیو تو خاتم مزن تو ملک به هم

وگر ز کف تو شد ملک و لشکرت بگریخت

فرازآید لشکرت بر فراز علم

رسید مایده از آسمان به اهل صیام

به اهتمام دعاهای عیسی مریم

به روزه خوان کرم را تو منتظر می باش

از آنک خوان کرم به ز شوربای کلم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان