گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عاشقی بر من پریشانت کنم

کم عمارت کن که ویرانت کنم

گر دو صد خانه کنی زنبوروار

چون مگس بی‌خان و بی‌مانت کنم

تو بر آنک خلق را حیران کنی

من بر آنک مست و حیرانت کنم

گر که قافی تو را چون آسیا

آرم اندر چرخ و گردانت کنم

ور تو افلاطون و لقمانی به علم

من به یک دیدار نادانت کنم

تو به دست من چو مرغی مرده‌ای

من صیادم دام مرغانت کنم

بر سر گنجی چو ماری خفته‌ای

من چو مار خسته پیچانت کنم

خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو

در دلالت عین برهانت کنم

خواه گو لاحول خواهی خود مگو

چون شهت لاحول شیطانت کنم

چند می باشی اسیر این و آن

گر برون آیی از این آنت کنم

ای صدف چون آمدی در بحر ما

چون صدف‌ها گوهرافشانت کنم

بر گلویت تیغ‌ها را دست نیست

گر چو اسماعیل قربانت کنم

چون خلیلی هیچ از آتش مترس

من ز آتش صد گلستانت کنم

دامن ما گیر اگر تردامنی

تا چو مه از نور دامانت کنم

من همایم سایه کردم بر سرت

تا که افریدون و سلطانت کنم

هین قرائت کم کن و خاموش باش

تا بخوانم عین قرآنت کنم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مرتضی فلاحتی (بامداد) » گوهر افشان » عاشقی بر من

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هورام در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

سلام و عرض ادب و احترام
دو مصرع در این غزل نیاز به بازنگری دارد:
بیت چهارم اینگونه درج شده است که: گرکه قافی تو را چون آسیا ....آرم اندر چرخ و گردانت کنم؛
ملاحظه میفرمایید که مصرع نخست کمبود هجا دارد در سایر سایتها نیز به همین شکل ناصحیح درج شده است. مثلا از نظر هجایی مناسب است که اینگونه باشد که : «گرکه چون قافی تو را چون آسیا ...».
بیت دیگر اینگونه درج شده است: خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو .... در دلالت عین برهانت کنم؛
ملاحظه میفرمایید که مصرع نخست هجای اضافه دارد. مثلا از نظر هجایی مناسب است که اینگونه باشد که: «خواه سری گو و خواهی خود مگو...».
همچنین لازم به ذکر است که همین محتوای غزل با همین کلمات و جمله بندی ها در غزل دیگری با اضافه شدن ردیف «نیکو شنو» وجود دارد (عاشقی برمن پریشانت کنم نیکو شنو...) که بنظر میرسد این غزل با ردیف نیکو شنو زاید باشد.
با تشکر

 

ناشناس در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۰ نوشته:

به نظر میرسد بیت به همان شکل "گرکه قافی تورا چون آسیا" درست است که قاف= کوه قاف

 

محمد بینش (م ــ زیبا روز) در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۹ نوشته:

در پاسخ به نویسنده بالا در باره کمبود هجا در مصرع
"گر که قافی تو را چون آسیا" هیچ عیبی ندارد . عیب در خوانش غلط نویسنده است که "که قاف" را بدون کسره می خواند و معنی بیت را نفهمیده است .

 

ر غلامی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

با عرض ادب و احترام. مصراع دوم بیت پنجم را این طور دیده ام و درستتر به نظر می رسد: من به یک تعلیم نادانت کنم

 

Mohsen در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۵ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۳ نوشته:

در بیت نهم کدام درست است ?
1- چون شهب لاحول شیطانت کنم
که بنظر از مفهوم شهاب و شیطان در قران آمده است.
یا اینکه
چون شهت لاحول شیطانت کنم
2- که شه مخفف شاه است
3- و یا اینکه شه بر مبنای واژه نامه دکتر معین
(شُ) (اِ.) کلمه ای است که هنگام نفرت و بیزاری بر زبان آورند.

 

بی نهایت در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۱ نوشته:

ضمن عرض سلام و ادب و احترام این شعر یک فاکتور مهم در سبک خواندن دارد و ان هم درج ویرگول می باشد هر دو کلمه و یا سه کلمه اول نیاز به ویرگول دارند
برای مثال
عاشقی بر من، پریشانت کنم
کم عمارت کن، که ویرانت کنم
یا
خواه گو ، لاحول خواهی خود مگو
چون شهت، لاحول شیطانت کنم

 

روفیا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک تعلیم نادانت کنم
بسیار زیباست از آن روی که لازمه یادگیری فروتنی از نوع قلبی نه از نوع الکی است.
کسی که خیال می کند خیلی چیز می داند چیزی یاد نمی گیرد!
مراد از نادان کردن در نادانی افکندن نیست، همه نادان هستیم، مراد یادآوری نادانی مان است.

 

روفیا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۹ نوشته:

آینه هستی چه باشد نیستی
نیستی بر گر تو ابله نیستی
هستی اندر نیستی بتوان نمود
مال داران بر فقیر آرند جود

 

روفیا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۰ نوشته:

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

 

احسان آسیابان زاده در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۷ نوشته:

چقدر این شعر آرامش بخش است

 

همایون در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۶ نوشته:

جلال دین این غزل را اصلاح و بازنویسی کرده و از وزن شش تائی به هشت تائی در آورده و بیت‌های اضافی را حذف کرده است که در شماره 2204 آمده است
عاشقی برمن پریشانت کنم نیکو شنو

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.