گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم

وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم

این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار

کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم

گفته‌ای جان دهمت نان جوین می ندهی

بی‌خبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم

گوش تو تا بنمالم نگشاید چشمت

دهمت بیم مبارات تو اما نکنم

متفرق شود اجزای تو هنگام اجل

تو گمان برده که جمعیت اجزا نکنم

منشی روز و شبم نیست شود هست کنم

پس چرا روز تو را عاقبت انشا نکنم

هر دمی حشر نوستت ز ترح تا به فرح

پس چرا صبر تو را شکر شکرخا نکنم

هر کسی عاشق کاری ز تقاضای من است

پس چه شد کار جزا را که تقاضا نکنم

تا ز زهدان جهان همچو جنینت نبرم

در جهان خرد و عقل تو را جا نکنم

گلشن عقل و خرد پرگل و ریحان طری است

چشم بستی به ستیزه که تماشا نکنم

طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا

پیش از آن که بروم نظم غزل‌ها نکنم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۶ نوشته:

کژ مباز یعنی کج وناراست بازی مکن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

زهدان دنیا ، امیغیست(ترکیبیست) از مانندگی دنیا به زهدان و مانروی(وجه شبه) تنگی و مغاک مانندی هردو است یعنی دنیا ماننده است به زهدان که مانسته میباشد با مانروی تنگی و تنگ میدانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۵ نوشته:

طبل باز یعنی انکه طبل را بنوازد. میدانیم که برای باز امدن و بر پریدن مرغان شکاری شاهان طبل می نواخته اند ، مولانا میگوید من طبل بازم و تو را که موجودی نزدیک و همدم شاه هستی اگاه میکنم که پرواز کنی و شاه که همان ملک یوم دین است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.