گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چون ذره به رقص اندرآییم

خورشید تو را مسخر آییم

در هر سحری ز مشرق عشق

همچون خورشید ما برآییم

در خشک و تر جهان بتابیم

نی خشک شویم و نی تر آییم

بس ناله مس‌ها شنیدیم

کای نور بتاب تا زر آییم

از بهر نیاز و درد ایشان

ما بر سر چرخ و اختر آییم

از سیمبری که هست دلبر

از بهر قلاده عنبر آییم

زان خرقه خویش ضرب کردیم

تا زین به قبای ششتر آییم

ما صرف کشان راه فقریم

سرمست نبیذ احمر آییم

گر زهر جهان نهند بر ما

از باطن خویش شکر آییم

آن روز که پردلان گریزند

در عین وغا چو سنجر آییم

از خون عدو نبیذ سازیم

وانگه بکشیم و خنجر آییم

ما حلقه عاشقان مستیم

هر روز چو حلقه بر در آییم

طغرای امان ما نوشت او

کی از اجلی به غرغر آییم

اندر ملکوت و لامکان ما

بر کره چرخ اخضر آییم

از عالم جسم خفیه گردیم

در عالم عشق اظهر آییم

در جسم شده‌ست روح طاهر

بی‌جسم شویم و اطهر آییم

شمس تبریز جان جان است

در برج ابد برابر آییم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۴ نوشته:

از عالم جسم خفیه گشتیم
در عالم عشق، اظهر آییم
در جسم شده‌است روحِ طاهر
بی‌جسم شویم و اطهر آییم..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.