گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

میان ما درآ ما عاشقانیم

که تا در باغ عشقت درکشانیم

مقیم خانه ما شو چو سایه

که ما خورشید را همسایگانیم

چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم

چو عشق عاشقان گر بی‌نشانیم

ولیک آثار ما پیوسته توست

که ما چون جان نهانیم و عیانیم

هر آن چیزی که تو گویی که آنید

به بالاتر نگر بالای آنیم

تو آبی لیک گردابی و محبوس

درآ در ما که ما سیل روانیم

چو ما در فقر مطلق پاکبازیم

بجز تصنیف نادانی ندانیم

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.