گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

اگر سرمست اگر مخمور باشم

مهل کز مجلس تو دور باشم

رخم از قبله جان نور گیرد

چو با یاد تو اندر گور باشم

قرارم کی بود خود در تک گور

چو بر دمگاه نفخ صور باشم

صد افسنتین و داروهای نافع

تویی جان را چو من رنجور باشم

شوم شیرین ز لطف گوهر تو

اگر چون بحر تلخ و شور باشم

اگر غم همچو شب عالم بگیرد

برآ ای صبح تا منصور باشم

تویی روز و منم استاره روز

عجب نبود اگر مشهور باشم

به من شادند جمله روزجویان

چو پیش آهنگ چون تو نور باشم

مرا مخمور می داری نه از بخل

ولی تا ساکن و مستور باشم

بدان مستور می داری چو حوتم

که تا از عقربت مهجور باشم

چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه

چو غرق شهد چون زنبور باشم

خمش کردم ولیکن عشق خواهد

که پیش زخمه‌اش طنبور باشم

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۷ نوشته:

در بیت بجای طلیعه که ما می گوییم مولانا گفته پیش اهنگ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

با نگاه به شیپور و نیپور که ساز بوده اند شاید تنبور باید نگاشته شود . می دانیم ب و پ گردانش دارند .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شکوه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۱ نوشته:

نفخ صور دمیدن در شیپور مرگ و تک گور قعر قبر است و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.