گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیا کز غیر تو بیزار گشتم

وگر خفته بدم بیدار گشتم

بیا ای جان که تا روز قیامت

مقیم خانه خمار گشتم

ز پر و بال خود گل را فشاند

به کوه قاف خود طیار گشتم

ترش دیدم جهانی را من از ترس

در آن دوشاب چون آچار گشتم

عقیده این چنین سازید شیرین

که من زین خمره شکربار گشتم

یکی چندی بریدم من از اغیار

کنون با خویشتن اغیار گشتم

ز حال دیگران عبرت گرفتم

کنون من عبره الابصار گشتم

بیا ای طالب اسرار عالم

به من بنگر که من اسرار گشتم

بدان بسیار پیچید این سر من

که گرد جبه و دستار گشتم

از آن محبوس بودم همچو نقطه

که گرد نقطه چون پرگار گشتم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سپیده رئیس سادات » Tale of Friendship » همایون اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

آچار= به معنای ترشی که در بلخ و بسیاری از مناطق آن حدود به کار می‌رود.
ترش دیدم جهانی را من از ترس
درآن دوشاب چون« آچار» گشتم

 

ناصر از آنکارا در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۴ نوشته:

سلام
دست شما درد نکند
مصرع اول بیت سوم بصورت زیر است:
زِ پَرّ و بالِ خود گِل را فَشانْدم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.