دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
از این بند و از این دام زبون گیر بجستم
فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی
به اقبال جوان تو از این پیر بجستم
شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم
و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم
ز سرهنگ چه ترسم چو از میر بجستم
به اندیشه فروبرد مرا عقل چهل سال
به شصت و دو شدم صید و ز تدبیر بجستم
ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند
ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم
برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار
ازان پوست وزان دانه چو انجیر بجستم
ز تأخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان
ز تعجیل دلم رست و ز تأخیر بجستم
ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر
چو دندان خرد رست از آن شیر بجستم
پی نان بدویدم یکی چند به تزویر
خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش
ز تفسیر بگویم ز تف سیر بجستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تلاش برای رهایی از زنجیرها و بندهای زندگی اشاره میکند و از جستجوی آزادی و حقیقت سخن میگوید. او از دوری کردن از زمان و تقدیر ناامید شده و میگوید که از قید و بندهای عقل و تدبیر میگریزد. در این مسیر، او با مفاهیمی چون مرگ و زندگی، سرنوشت و تغییر تناقضاتی را در زندگی مطرح میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که حقیقت در دل انسان نهفته است. شاعر به ذهن خود توصیه میکند که به تفصیل نپردازد و به جستجوی سادگی و حقیقت بپردازد.
هوش مصنوعی: بار دیگر بار دیگر از زنجیر رهایی یافتم و از این بند و دام ذلیل آزاد شدم.
هوش مصنوعی: منظور این است که ستارهشناسی یا زمانه (فلک) که سالهای زیادی از عمرش میگذرد، پر از افسون و فریب است و من از این فریبهای ناشی از پیری و دوتایی بودن زمانه میگریزم، زیرا شوق جوانی و اقبال خوب تو (چهرهٔ محبوب) مرا از این دنیا و مشکلاتش دور کرده است.
هوش مصنوعی: من به دنبال رهایی از شب و روز بودهام و از چرخ زمان فاصله گرفتهام. از آن چرخ گردان پرسیدم که چطور توانستم مانند تیر از آن بگریزم.
هوش مصنوعی: از آنجا که مرگ برای من دوست و همنشین شده، از غم و اندوه نمیترسم. و وقتی که از فرمانده و سردار خود رها شدهام، دیگر از هیچ چیز نمیترسم.
هوش مصنوعی: عقل من به مدت چهل سال مرا در فکر و نگرانی فرو برد، اما اکنون که به شصت و دو سالگی رسیدم، بیآنکه از تدبیر و چارهجویی بهرهای ببرم، به دام افتادهام.
هوش مصنوعی: همهٔ انسانها به خاطر تقدیر و سرنوشت خود ناشنوا و نابینا شدهاند، و من از این تقدیر و سرنوشت که باعث این حالت شده، دوری جستهام.
هوش مصنوعی: میوهای که از بیرون، پوست و باطنش دانه است، به دلیل درون دانهاش گرفتار میشود. من نیز مانند انجیر، از این پوست و دانه فرار کردم و به دنبال حقیقتی هستم که در درون خودم نهفته است.
هوش مصنوعی: از آنجا که تأخیر به وجود آورندهٔ آفت و آسیب است، در دل من شتاب و عجلهای نسبت به مسائل وجود نداشت و توانستم از تأخیرهایی که به شیطان مرتبط بودند، رهایی یابم.
هوش مصنوعی: غذای انسان ابتدا و انتها از خون است؛ مثل اینکه دندانهای شیر از شیر به وجود آمدهاند، من نیز از آن شیر میجستم.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن نان، به سوی او دویدم و با تزویری (فریبنده) به من غذایی داد که از طریق فریب به دست آوردم.
هوش مصنوعی: سکوت کن و بیش از این سخن مگو، من جز به اندازهای که ذکر گفتم، نمیتوانم از تفسیر و دلایل مسئله صحبت کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.