گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۶۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم

هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم

جز گوش رباب دل از خشم نمالم من

جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم

طبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم

ای خواجه چه مرغم من نی کبکم و نی بازم

نی خوبم و نی زشتم نی اینم و نی آنم

نی خواجه بازارم نی بلبل گلزارم

ای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان خوانم

نی بنده نی آزادم نی موم نه پولادم

نی دل به کسی دادم نی دلبر ایشانم

گر در شرم و خیرم از خود نه‌ام از غیرم

آن سو که کشد آن کس ناچار چنان رانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

وحید تاج » در آتش مشتاقی » تصنیف "ای خواجه که را مانم"

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هرکه هر چه خواندم مرا خوش است نوشته:

درود بر همه دوستان
در این بیت
در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم
هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم
معنای واقعی دو کلمه جمع چیست تو گویی (واو یا ضمه)ما قبل پریشان نباشد بیت رنگ دیگر خواهد گرفت بدین سان که با کسره ای جمع را مضاف و پریشان را مضاف الیه خواهیم نمود
البته بازدید نسخ قدیمی از حضرت مولانا و حفظ اصالت قطعا زیبا تر و برازنده است

👆☹

Vafa نوشته:

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم منظور از جمع چیه آیا تفسیر خاصی داره ؟

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

وفاجان
در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم
جمع = خاطر جمع و آسوده خاطر

👆☹

بابک چندم نوشته:

جمع در مقابل پریشان -> متمرکز، داراى تمرکز کامل
جمعم در مصرع اول مقابل شمعم-> یکپارچه، از هم نگسیخته
جمع و مجموع و… را در اشعار از جمله سعدى هم بسیار مى بینیم، که همین مضمون را دارد -> یکپارچه، یکدست بودن، تمرکز کامل داشتن یا به عبارتى هوشیارى کامل و مطلق داشتن، کاملاً آگاه بودن…
این را در (Zen) همان زِن کردن، و در یُگا (yoga) یکى از مراحل دیانا (dhyana-> meditation) یا مراقبه آورده اند…مرحله اى است که شخص بدون تفکر، تعقل، یا تخیل کردن ( خارج از ذهن) به آگاهى، هشیارى، بیدارى، با خبر بودن مى رسد….
@ محسن ٢
دوست عزیز
اگر که گاه مى بینى من پس از نوشته شما نظر دیگرى مى آورم، آنرا خداى ناکرده پاى عیب و ایرادگیرى نزن که منظور و مقصودم هیچگاه اینچنین نیست… بلکه فقط اینکه نگاه و منظر متفاوتى نیز موجود است، همین و نه بیش از آن…

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

بابک جان
گمان مبر که دلگیر می شوم که بسیار خرسندم که کاملتر و جامع تر می نویسی
بسیار از نگارش شما سود می برم
هنوز سالها وقت دارم تا به کمال و احاطه ی شما برسم ، انشاالله
بردوام و پایدار باشید

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام