گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم

هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم

هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود

در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم

درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری

آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم

گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می

من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم

من آفتاب انورم خوش پرده‌ها را بردرم

من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم

هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب

من قندها را لذتم بادام‌ها را روغنم

گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو

هین بی‌ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم

گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران

صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم

رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی

رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم

هم کوه و هم عنقا تویی هم عروه الوثقی تویی

هم آب و هم سقا تویی هم باغ و سرو و سوسنم

افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهد

دل گویدت مومم تو را با دیگران چون آهنم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمد اصفهانی » ماه غریبستان » تا من بدیدم روی تو

فراز کاویانی » نقش نگار » تصنیف رخ معشوق

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد رضا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۴ نوشته:

تو عشق زیبای منی هم من توام هم تو منی خشمین تویی راضی تویی هم شادی و هم درد و غم
لطف تو سابق میشود جان من عاشق میشود
بر قهر سابق میشود چون روشنایی بر ظلم

 

محمدعلی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۹ نوشته:

در بیت هفتم که آمده : "گویم سخن را باز گو، مردی کرم ز آغاز گو" ؛ ظاهرا عبارت " مر دیگرم ز آغاز گو" باید صحیح باشد. به این معنی که : بار دیگر از آغاز برایم بگو. چه اینکه "مردی کرم ز آغاز گو" معنای روشنی ندارد.

 

سید محمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۵ نوشته:

محمد علی جان
آیا معنای هرچه را که فهم نمی کنیم حق داریم به میل خود تغییرش دهیم ؟
”مر دیگرم زآغازگو“ به چه معناست؟
من درآوردی ست ؟

 

مولانا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۹ نوشته:

مردی کرم ز آغاز گو نادرست است و مر دیگرم ز آغاز گو درست است.
من خود مولانا هستم.به جای تجلیل از من اشعارم را به درستی تحلیل و تعریف و نه تحریف کنید.

 

محمد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۳ نوشته:

مردی، کرم، ز آغاز گو
با توجه به بیت بعد و معنای " گوش گران " کالا درست است. معنای تحت الفظی : جوانمردی کن، کر هستم، دوباره بگو .. مصراع بعد هم دقیقا شح همین معناست

 

مرتضی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۱ نوشته:

درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری
آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
خانقاه شش دری استعاره از حواس ششگانه است.

 

مسعود قیصری منوچهری در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۳ نوشته:

مرتضی جان حواس پنج‌گانه شنیده بودیم، حواس شش‌گانه نشنیده بودیم! خیر، منظور شش جهت جلو، عقب، راست، چپ، بالا، و پایین می‌باشد. یعنی اگر هر شش جهت به رویم بسته شود، باز آن ماه‌رو از سوراخی خارج از بُعد مکان به کمکم می‌آید.
دوستمان هم که فرمودند «مر دیگرم ز آغاز گو» صحیح است، شاید اینطور باشد. «مرّ» به عربی یعنی بار و دفعه. یعنی «بار دیگر برایم از ابتدا بگو» یا «مرا دگربار از ابتدا گو». درحالیکه هرگز معنی زیبایی از «مردی کرم ز آغاز گو» استخراج نمی‌شود و باید خیلی مسائل را نادیده بگیریم تا بتوان آنرا بامعنی فرض کرد. دقت کنید دوستان اشعار مولانا ابتدا به صورت خطی و قطعاً با کاغذ و جوهر نامرغوب زمان گذشته نوشته شده بودند و کاتبین هم به علت خستگی یا بی‌دقتی با بدخطی بی‌تقصیر نیستند. لذا ممکن است بیتی ببینیم که با یک سرکش یا یک نقطه یا یک فاصله معنای خیلی مناسب‌تری پیدا کند و هیچ بعید نیست که اینطور باشد.

 

مسعود قیصری منوچهری در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۵ نوشته:

البته نظر بنده این است که شکل صحیح این مصرع اینگونه است:
مرتیکه رمز آغاز گو!
یعنی مرتیکه، رمزتو از اول وارد کن. احتمالاً در دوران مولانا، تلفن‌بانک‌ها خیلی مؤدب نبودند و اگر کسی موقع پرداخت قبض رمز کارتشو اشتباه می‌زده، به این شکل اعلام می‌کرده‌اند.
این هم برای اینکه روحیه‌تان شاد شود.

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۸ نوشته:

مردی کرم ز آغاز گو .. : فرض کن مَردِ (فرد) کری هستم .. ناراحت مشو و دیگر بار و دیگر بار اسرار بگوی ..

 

مسعود قیصری منوچهری در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۴۸ نوشته:

درود بر شما نادر عزیز، تفسیر زیبا و جالبی ارائه نمودید.

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۱ نوشته:

درود بر شما دوست عزیز
امیدوارم جسارت مرا به بزرگی خود ببخشایید ..

 

سجاد در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

بیتی که میگه: گوید که این گوش گران بهتر ز هوش دیگران/صد فضل دارد این بر آن کانجا هوا اینجا منم/درس بزرگی برای ما دارد و تلمیح به سخن امام خمینی دارد که فرمود:ما با همین عقل ناقص خودمان کشور را اداره کنیم بهتر از آن است که به سوی اجانب دست دراز کنیم.

 

رضا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۸ نوشته:

با تشکر از سجاد عزیز، با توجه به بیت بعدی که شاعر اشاره به گوشهای سنگین و ناشوا میکند،پس میتوانیم بگوییم که در بیت قبل آن نیز مقصود شاعر از مردی کرم یعنی شخصی با گوشهای سنگین و ناشنوا هستم ،میباشد.

 

... در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:

عذر میخوام سجاد عزیز
شعر مولانا تلمیح به سخن خمینی داره؟؟؟
عجب!!!

 

رنگارنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۶ نوشته:

نروفیای گرامی
ترجیح می دهم بدون چای به حاشیه های حقارت آمیز و ریش روحانی دوستان بخندم
داده های کدخدا پیش کش نوکرانش

 

روفیا در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

جناب رنگارنگ پر ز رنگ!
به عمل کار بر آید به سخندانی نیست!
اگر ترجیح میدهید داده های کدخدا را پیش کش کنید همین الان تکنولوژی که با آن سرگرم حاشیه خوانی و حاشیه سازی!! شده اید را ببوسیدو به کناری بگذارید و به همان زمان قاجار که تخصصتان است دلمشغولیی بیابید!
در ضمن نوشیدن چای را کنار نگذارید چون ممکن است این خندیدن از سرعجز و ناتوانی چهار سال دیگر طول بکشد!

 

nabavar در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۰ نوشته:

این نوشتار نباید از روفیای بانوی ما باشد
گمانم از روفیای دروغین است .

 

رنگارنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۰ نوشته:

جناب نروفیای کم رنگ
این فن آوری بی صفری که پدران سرفراز ما به جهان هدیه کرده اند به پیدایی نمی آمد.

و چهار سال در سرگذشت مردمی که از تاریخ کهنسال تر است عشری ازثانیه هم نیست.

 

رنگارنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۵ نوشته:

از " نروفیا " است، درست می فرمایید.

 

... در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۶ نوشته:

دوست من
روحانی کیه؟ کدخدا چیه؟ حاشیه و چای از کجا اومد؟ از چی صحبت می کنید؟
من میگم شعر مولانا چطور میتونه به حرف کسی تلمیح داشته باشه که چند صد سال بعد از خودش زندگی می کرده؟
من تاحالا فکر می کردم تلمیح به یک واقعه یا سخن مستلزم تقدم تاریخی اون واقعه یا سخن نسبت به شعر و قاعدتاً شاعر اون هست، چون شاعر باید از امری آگاه باشه که بتونه در شعرش به اون امر اشاره کنه. اگر اشتباه می کنم راهنماییم کنید لطفاً.
با احترام.

 

رنگارنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

جناب...
عجب و رجب تنها شوخیی کلامی بود، و چون سخن از خمینی بود یاد روحانی و بستگی شان با کدخدا
در باره تلمیح شاید مراد سجاد اشاره خمینی به سخن بلخی بوده است .
با پوزش

 

شمس الحق در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

دوستان جان همانطور که.ملاحظه میفرمایید عده ای فریب خورده تحت تعلیم روسیه ماموریت دارند همه جا و در همه مکان , ایالات متحده را مورد هجوم و هتاکی قرار دهند. چه کینه ای از مهد تمدن دارند الله اعلم ...
رنگارنگ عزیز مامور محترم کا گ ب کاش بفهمی این سایت انتخاب درستی برای پیش بردن اهداف شومت نیست, این سایت برای دوستان اهل دلی فراهم شده که کاری با سیاست و سیاست بازی دنیا ندارند .

 

شمس الحق در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۱ نوشته:

رنگارنگ عزیز
از دو صد رنگی به بیرنگی رهیست
رنگ چون ابر هست و بیرنگی مهیست
امیدوارم بیش از این اسیر نمانی

 

nabavar در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ نوشته:

َاین بار گویا روفیای دروغین در لباس شمس الحق وارد شده ،
اینطور نیست ؟
این نوشتار شمس الحق نیست .

 

ادیب ناصری(آسمون) در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

با سلام و عرض ارادت خدمت ادیبان ایران زمین .
به نظر بنده در مصرع اول بیت هفتم مردی کرم ز آغاز گو صحیح است .به دلیل اینکه : چون در مصرع دوم میگه این بی ملولی که از دیدن او بهم دست داده که همه جا خوش و خرمم که اگه از هر طرف این حال و احوال بر من بخواد بسته بشه اونقد این حس و حال لذت بخشه که یه روزن از غیب پیدا میکنه و غالب میشه بر من پس وقتی در اون مصرع میگه حرف از این حال هوا واسم بگو دلیلی نداره دوباره پشتش بگه مر دیگرم زاغاز گو . میگه : مردی کرم ز آغاز گو یعنی مردی و کرم داشته باش (خیلی مردی مرام بزار باز کرم و لطف کن - کرم گفتن - )و از اول بگو شرح این بی ملولی و حس و حال خوب و واسه من که گوشم سنگیینه و خنگ و کودنم

 

مرتضی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۶ نوشته:

حیف تون نمیاد زیر ابیاتی چنین نغز و شیرین چون عسل دعوای سیاسی میکنید؟!

 

سید حسین در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۶ نوشته:

سلام
بیت چهارم (گوید سلام علیک) را چه طور باید خوند؟
معنی «پرده سپاهان می‌زنم» چیه؟
ممنون

 

Roya در ‫۲ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

سلام سید حسین عزیز. سلام علیک را باید با سکون میم و کاف و تشدید لام خواند. پرده سپاهان (اصفهان) یکی از دستگاه‌های موسیقی است که اوج آن عشاق است.

 

جلال در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

با توجه به گوش گران در ابیات بعدی، کلمه مردی کرم(انسانی کر هستم) درست است.

 

خادم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

مردی، کرم زآغاز گو : یعنی اگه مردی. داستان و قصه «کرم» را از اول دوبازه تعریف کن.
یا اگه چرعت داری یه بار دیگه بگو ببینم چی گفتی.
مثال : مردی، وایسا | مردی ، جلو روش بگو | و غیره.
در ضمن آن آقایی که اسم من برای خودش برداشته دروغ می گوید ، مولانای اصلی خود بنده هستم

 

هادی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۴ نوشته:

تا ابد در عشق و عشرت نظر بازی خدا سماع میکنند شمس و مولانای عظیم و عزیز. بر نفس خود غلبه کردن چنین پاداشی دارد.

 

هادی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۰ نوشته:

پیمودن راه حق کاره دل است نه کار عقلی که بالای شانهایت قراردارد. افرادی که با کلمات بازی میکنن و قضاوت میکنن توجه داشته باشید! متصل شدن به حضرت احدیت و الوهیت کار هر کسی نیست. پس به کار خود مشغول باشید و بر دل و ذهن خود غلبه کنید. دوستانی که با کلمات بازی میکنن بهتر است بیشتر فکر کنند. شیطان چیزی در بیرون از خودتان نیست که به دنبالش بگردید. حجاب و پرده از دلهای خود بردارید انشالله همگی رستگار میشوید. بیسوادی به نام هادی.

 

حسین در ‫۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

دوستان عزیزم ممنون میشم معنی کامل شعر رو توضیح بدید سپاس...

 

مهشید در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۷ نوشته:

مر دیگرم آغازگو درست تر است
در اشعار مولانا «دیگر» مفهومی به غایت بزرگ دارد.
جایی که انسان در تنگنای اکنون و روزمرگی خود گرفتار می شود و چهار چوب کنونی کفاف نیازهای او را نمی‌دهد٬ دیگری می‌آیدو او را از آن تنگنا می‌رهاند و چهار چوب و به قول حافظ غرقه‌ای دیگر را برایش ایجاد می‌کند . آن «دیگر» حتما فرد نیست. می‌تواند مفهوم و درک و اگاهی در خور شرایط انسانی باشد.
پس
بیشتر به مولانا می‌خورد که اینگونه بگوید
گویم سخن را بازگو
مر دیگرم آغازگو ( مرا از ابندا و آغاز دیگری ( نوع دیگر) بگو)

 

فرهاد شیرازی در ‫۹ ماه قبل، سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ نوشته:

گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو
هین بی‌ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
بعد از این بیت، مصرع زیر است:
گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران
گوش گران یا گران گوش به معنای گوش سنگین و ناشنوا است، درواقع حضرت مولانا در معنای ظاهری شعر گفته "مردی کر و ناشنوا هستم" و مخاطب شعر در پاسخ با اشاره به همین کر بودن گفته "همین گوش ناشنوا و کر، بهتر از هوش دیگران است" لذا قطعا مردی کر، معنای انسانی ناشنوا دارد!
یه خواهشی که از برخی دوستان دارم اینه که محل مباحثه درمورد اشعار مولانا(و سایر بزرگان ادب پارسی) را تبدیل به زمینه ی جدال مسائل کم ارزشی چون سیاست نکنند!! ملتمسانه استدعا دارم این مهم را رعایت فرموده و اندکی هم به دیگرانی که هیچ علاقه ای به مسائل ندارن، توجه کنند! باتشکر

 

ماح در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۰ نوشته:

این شعرِ والا با صدای محمد اصفهانی عالی است.
همچنین به نظرم "گویم سخن را بازگو مردی، کرم، ز آغاز گو" به این معناست که "من کر و گران گوش هستم، تو که جوانمردی سخن را باز بگوی".
دیگر این که در زیر این شعر بسیار زیبا و ژرف، جایی برای گزافه گویی های سیاسی نیست. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!
البته مهد تمدن خواندن آمریکا هم بسیار ناآگاهانه و نادرست است. خود آمریکایی ها و اروپایی ها، مهد تمدن غرب را یونان می دانند بعد یک ناآگاهی کشوری با 250 سال تاریخچه را مهد تمدن (جهان) می نامد؟! شگفتا!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.