گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

توبه من درست نیست خموش

من بی‌توبه را به کس مفروش

بنده عیب ناک را بمران

رحمت خویش را از او بمپوش

تو سمیع ضمیر و فکری و ما

لب ببسته همی‌زنیم خروش

هر غم و شادیی که صورت بست

پیش تصویر توست خدمت کوش

نقش تسلیم گشته پیش قلم

گه پلنگش کنی و گاهی موش

می‌نماید فسرده هر چیزم

همچو دیگند هر یکی در جوش

می‌زند نعره‌های پنهانی

ذره ذره چو مرغ مرزنگوش

وقت آمد که بشنوید اسرار

می‌گشاید خدا شما را گوش

وقت آمد که سبزپوشان نیز

در رسند از رواق ازرق پوش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.