گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای کریمی که از سخاوت تو

روید از سنگ خاره مرزنگوش

تا جهان اسب دولتت زین کرد

چرخ را هست غاشیه بر دوش

آنکه او تای خدمتت نزند

چون ربابش فلک بمالد گوش

چنگ مدح تو ساختم چه شود

که چو بربط شوم عتابی‌پوش