گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نگاری را که می‌جویم به جانش

نمی‌بینم میان حاضرانش

کجا رفت او میان حاضران نیست

در این مجلس نمی‌بینم نشانش

نظر می‌افکنم هر سو و هر جا

نمی‌بینم اثر از گلستانش

مسلمانان کجا شد نامداری

که می‌دیدم چو شمع اندر میانش

بگو نامش که هر کی نام او گفت

به گور اندر نپوسد استخوانش

خنک آن را که دست او ببوسید

به وقت مرگ شیرین شد دهانش

ز رویش شکر گویم یا ز خویش

که کفو او نمی‌بیند جهانش

زمینی گر نیابد شکل او چیست

که می‌گردد در این عشق آسمانش

بگو القاب شمس الدین تبریز

مدار از گوش مشتاقان نهانش

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.