گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر

چو روی انور او گشت دیده دیده

مقام دیدن حق یافت دیده‌های بشر

فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان

فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر

به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن

که نفس می‌نگشاید به سوی شاه نظر

که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت

از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر

درخت هر که بدو سر کشید جان نبرد

ز اره‌های فنا و ز زخمه‌های تبر

کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجران

ز ابرهای دو دیده فرودوید مطر

ز قطره‌های دو دیده زمین شدی سرسبز

اگر نه قطره برآمیختی به خون جگر

جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزد

از این سبب مدد دیده‌ها بکرد مگر

ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند

چو کدخدای بود از جمال شه مخبر

تو طالب خبری کم نشین به بی‌خبران

گروه بی‌خبران را به هیچ سگ مشمر

که جفت مرده تو را مرده شوی گرداند

که شوی مرده بود خود ز مرده شوی بتر

به چشم درد به عیسی نگر اگر نگری

سرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر

چو همنشین شود انگور با خم سرکه

شراب او ترشی شد حریف اوست کبر

به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی

برون گریز و بو سوی بحر شهد و شکر

کدام بحر خداوند شمس دین به حق

به ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۳ نوشته:

برون گریز و برو..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.