گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

دلدار من تویی سر بازار من تویی

این جمله جور بر من مسکین روا مدار

ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق

من در جهان فکنده که ای یار یار یار

درده از آن شراب که اول بداده‌ای

زان چشم‌های مست تو بشکن مرا خمار

از آسمان فرست شرابی کز آن شراب

اندر زمین نماند یک عقل هوشیار

روزی هزار کار برآری به یک نظر

آخر یکی نظر کن و این کار را برآر

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هاتف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۰ نوشته:

از سبکش معلوم است غزل متعلق به مولوی نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
زهره نامدار در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ نوشته:

این غزل را در نسخه ی تصحیح استاد فروزانفر و در نسخه ی کزیده و تصحیح استاد شفیعی کدکنی ندیدم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیرحسین در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶ نوشته:

سلام
خطاب به دوست عزیز، زهره نامدار:
دوست عزیز این غزل در نسخه تصحیح بدیع الزمان فروزانفر وجود داره، با شماره غزل 1118

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.