گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار

بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب

با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار

بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود

من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار

آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن

خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار

آب جان محبوس می‌بینم در این گرداب تن

خاک را بر می‌کنم تا ره کنم سوی بحار

شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی

تا فغان در ناورد از حسرتش اومیدوار

چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر

گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شور شمس در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۵۹ نوشته:

بیت چهارم یاد آور این دو بیت در مثنوی دفتر دوم است:
آب گفت آلوده را در من شتاب
گفت آلوده که دارم شرم از آب
گفت آب این شرم بی من کی رود
بی من این آلوده زایل کی شود

 

دکتر آرش طوفانی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۸ نوشته:

سلام خدمت عزیزان
از خواندن این غزل مست می شوم. به نظر بنده این غزل زیباترین و حکیمانه ترین غزل مولوی است. روحش شاد باد.

 

کعبه در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۴ نوشته:

شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی
تا فغان در ناورد از حسرتش امیدوار
چه لطیف و چه زیباست این بیت مولانای عزیز . با خواندش سرشار از امید می شوی یاد بیت دیگری از مولانا افتادم درباره امید
هله نومید نباشی که تو را یار یراند
که گر امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
که پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
چو اگر بر تو ببندد همه درها و گذرها
ره پنهان بگشاید که کس آن راه نداند

 

زیزا در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ نوشته:

اییی واییی خیلی فوق العاده هستش ،این اشعار مولانا قلب هر ادم بی عقل و بی عشقی رو به وجد میاره ،درود بر ذات پاک این شاعر عاشق

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.