گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

دل و جان را در این حضرت بپالا

چو صافی شد رود صافی به بالا

اگر خواهی که ز آب صاف نوشی

لب خود را به هر دردی میالا

از این سیلاب درد او پاک ماند

که جانبازست و چست و بی‌مبالا

نپرد عقل جزوی زین عقیله

چو نبود عقل کل بر جزو لالا

نلرزد دست وقت زر شمردن

چو بازرگان بداند قدر کالا

چه گرگینست وگر خارست این حرص

کسی خود را بر این گرگین ممالا

چو شد ناسور بر گرگین چنین گر

طلی سازش به ذکر حق تعالا

اگر خواهی که این در باز گردد

سوی این در روان و بی‌ملال آ

رها کن صدر و ناموس و تکبر

میان جان بجو صدر معلا

کلاه رفعت و تاج سلیمان

به هر کل کی رسد حاشا و کلا

خمش کردم سخن کوتاه خوشتر

که این ساعت نمی‌گنجد علالا

جواب آن غزل که گفت شاعر

بقایی شاء لیس هم ارتحالا

 
حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هنگامه حیدری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۳ نوشته:

جواب آن غزل که گفت شاعر ....
منظور مولانا در این بیت احمد بن حسین متنبی(تولد 303 در حوالی کوفه - مرگ 354 حوالی بغداد) شاعر و ادیب ، مدیحه سرا و نامدار شیعه مذهب عرب در قرن چهارم هجری قمری است که در دوران خلافت عباسی می زیست. متنبی(یعنی کسی که ادعای نبوت دارد، البته متنبی هرگز چنین ادعایی نکر) دارای اشعاری است که بسیار مورد توجه قرار گرفته و از این نظر که توجه بسیاری از شعرا را به خود جلب کرده به انوری شبیه است. او شیعه بوده و با سیف الدوله حمدانی و خاندان او در ارتباط بوده است. ویژگی بارز شعرهای او اغراق است. او علاوه بر شاعری یک فیلسوف بود و در عهد فارابی می زیست. او در میانه سده چهارم هجری در سال 354 در یک درگیری به همراه فرزند و غلامش در نزدیکی دیر عاقول کشته شد. مرگ وی شبیه کشته شدن فارابی است.
مولانا این بیت را با توجه به بیت زیراز متنبی سروده است:
بقایی شاء لیس هم ارتحالا
و حسن الصبر زمُوا لاالجمالا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.