گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

تا که روزی ناگهان در چاشتگاه

این دعا می‌کرد با زاری و آه

ناگهان در خانه‌اش گاوی دوید

شاخ زد بشکست دربند و کلید

گاو گستاخ اندر آن خانه بجست

مرد در جست و قوایمهاش بست

پس گلوی گاو ببرید آن زمان

بی توقف بی تامل بی امان

چون سرش ببرید شد سوی قصاب

تا اهابش بر کند در دم شتاب

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.