گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عزمها و قصدها در ماجرا

گاه گاهی راست می‌آید ترا

تا به طمع آن دلت نیت کند

بار دیگر نیتت را بشکند

ور بکلی بی‌مرادت داشتی

دل شدی نومید امل کی کاشتی

ور بکاریدی امل از عوریش

کی شدی پیدا برو مقهوریش

عاشقان از بی‌مرادیهای خویش

باخبر گشتند از مولای خویش

بی‌مرادی شد قلاوز بهشت

حفت الجنه شنو ای خوش سرشت

که مراداتت همه اشکسته‌پاست

پس کسی باشد که کام او رواست

پس شدند اشکسته‌اش آن صادقان

لیک کو خود آن شکست عاشقان

عاقلان اشکسته‌اش از اضطرار

عاشقان اشکسته با صد اختیار

عاقلانش بندگان بندی‌اند

عاشقانش شکری و قندی‌اند

ائتیا کرها مهار عاقلان

ائتیا طوعا بهار بی‌دلان

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ریحانه سیدی در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۲ نوشته:

ظفر واقعی در گرو شکست های ظاهری است
بسیاری از پیروزی های بزرگ تاریخ انسان بعد شکست هایی بوده که در ظاهر اهمیت داشته ولی در رسیدن به مقصود اصلی بی اهمیت است.
شکست ها،پله های نردبان موفقیت هستند،کسی که از اولین شکست مایوس شود لیاقت توفیق ندارد
(حضرت علی ع) در توضیح این حدیث میتوان گفت توفیق و لیاقت آن از برای کسانی است که پله ی صبر در زندگی و چه بسا عرفان آشنا هستند.
پیروز مندان واقعی کسانی هستد که نور وعشق و آگاهی خداوند را تا پای جان قبول دارند و از ضربه های  کوچکی که امواج دنیوی به کشتی زندگی میزند غمگین و مایوس نمیشود شرط زندگی هم همین است و بس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کوروش در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۰۰ نوشته:

ریحانه سیدی گرامی

کاملا برعکس توضیح دادید

شکست ظاهری ؟

حرف حضرت مولانا اینه که اتفاقا شکست ها واقعی هست و پیروزی ها ظاهری هستن

طبق حرف مولانا ما برای ناکامی آفریده شدیم

پس در نتیجه این زندگی اصلا ارزش ادامه دادن نداره

کسی اگر فکر میکنه تفسیر این بخش از مثنوی چیز دیگه ای میشه لطفا بگه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.