گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

اصلشان بد بود آن اهل سبا

می‌رمیدندی ز اسباب لقا

دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ

از چپ و از راست از بهر فراغ

بس که می‌افتاد از پری ثمار

تنگ می‌شد معبر ره بر گذار

آن نثار میوه ره را می‌گرفت

از پری میوه ره‌رو در شگفت

سله بر سر در درختستانشان

پر شدی ناخواست از میوه‌فشان

باد آن میوه فشاندی نه کسی

پر شدی زان میوه دامنها بسی

خوشه‌های زفت تا زیر آمده

بر سر و روی رونده می‌زده

مرد گلخن‌تاب از پری زر

بسته بودی در میان زرین کمر

سگ کلیچه کوفتی در زیر پا

تخمه بودی گرگ صحرا از نوا

گشته آمن شهر و ده از دزد و گرگ

بز نترسیدی هم از گرگ سترگ

گر بگویم شرح نعمتهای قوم

که زیادت می‌شد آن یوما بیوم

مانع آید از سخنهای مهم

انبیا بردند امر فاستقم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 273

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.