گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چون رهید آن کشتی و آمد بکام

شد نماز آن جماعت هم تمام

فجفجی افتادشان با همدگر

کین فضولی کیست از ما ای پدر

هر یکی با آن دگر گفتند سر

از پس پشت دقوقی مستتر

گفت هر یک من نکردستم کنون

این دعا نه از برون نه از درون

گفت مانا این امام ما ز درد

بوالفضولانه مناجاتی بکرد

گفت آن دیگر که ای یار یقین

مر مرا هم می‌نماید این چنین

او فضولی بوده است از انقباض

کرد بر مختار مطلق اعتراض

چون نگه کردم سپس تا بنگرم

که چه می‌گویند آن اهل کرم

یک ازیشان را ندیدم در مقام

رفته بودند از مقام خود تمام

نه به چپ نه راست نه بالا نه زیر

چشم تیز من نشد بر قوم چیر

درها بودند گویی آب گشت

نه نشان پا و نه گردی بدشت

در قباب حق شدند آن دم همه

در کدامین روضه رفتند آن رمه

درتحیر ماندم کین قوم را

چون بپوشانید حق بر چشم ما

آنچنان پنهان شدند از چشم او

مثل غوطهٔ ماهیان در آب جو

سالها درحسرت ایشان بماند

عمرها در شوق ایشان اشک راند

تو بگویی مرد حق اندر نظر

کی در آرد با خدا ذکر بشر

خر ازین می‌خسپد اینجا ای فلان

که بشر دیدی تو ایشان را نه جان

کار ازین ویران شدست ای مرد خام

که بشر دیدی مر ایشان را چو عام

تو همان دیدی که ابلیس لعین

گفت من از آتشم آدم ز طین

چشم ابلیسانه را یک دم ببند

چند بینی صورت آخر چند چند

ای دقوقی با دو چشم همچو جو

هین مبر اومید ایشان را بجو

هین بجو که رکن دولت جستن است

هر گشادی در دل اندر بستن است

از همه کار جهان پرداخته

کو و کو می‌گو بجان چون فاخته

نیک بنگر اندرین ای محتجب

که دعا را بست حق در استجب

هر که را دل پاک شد از اعتلال

آن دعااش می‌رود تا ذوالجلال

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 265

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی از شهر راز،شیراز در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۶ نوشته:

آدمیت گشت ویران با جهان
که بشر دیدید آدم را نه جان
تو چنان دیدی که ابلیس لعین
گفت من از آتشم آدم ز طین
چشم ابلیسانه ای آدم ببند
چند بینی صورت آخر چند چند
تا جهان با شناخت خدای یکتا، علیه فاصله و تبعیض و مرز و مرضهای سیستماتیک، سیاه و سفید، شرق و غرب و هر اختلاف و تفرقه متحد و واحد نگردد کوشش ایمان داران به خداوند و هر اندیشه انسان به کرونا ختم گردد بیماری کشنده که ویروس آن خود انسان است و دیگر هیچ!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.