گنجور

حاشیه‌گذاری‌های مسعود نژادحاجی فیروزکوهی

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی

تاریخ پیوستن: ۱۸م تیر ۱۴۰۳

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۹


مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

پس عدم گردم عدم چون ارغنون ...

مولانا در این سخن، مقام فنا و بازگشت به اصل الهی را شرح می‌دهد. در نگاه عارفانه، «عدم» به معنای نیستی محض نیست، بلکه همان تهی‌شدن از انانیت، خودخواهی و وجود مجازی انسان است. وقتی سالک در راه حقیقت، هستی موهوم خویش را از میان برمی‌دارد، به مقام فنا می‌رسد؛ در این مقام دیگر «من»ی باقی نمی‌ماند تا سخن بگوید.‌ اما مولانا می‌فرماید همین عدم و خاموشی، خاموشیِ بی‌ثمر نیست، بلکه مانند «ارغنون» سازی که دم در آن می‌دمد و نغمه‌های بسیار پدید می‌آورد به صدا درمی‌آید. یعنی سالک وقتی از خود فانی می‌شود، آلت تجلی حق می‌گردد؛ حق در او می‌دمد و نغمه‌های الهی از او شنیده می‌شود. این نغمه چیزی جز شهادت به حقیقت نیست که «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» (بقره، ۱۵۶)؛ «ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم»

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۹:

غلام ساعت نومیدیم که آن ساعت
شراب وصل بتابد زِ شیشه ای حلبی

از دیدگاه مولانا (علیه الرحمة) لحظه ناامیدی و حلول یأس در وجود انسان، لحظه ای ناب و طلایی ست که اگر توأم با «آگاهی» گردد؛ نقطه اتصال به حضرت حق و کسب لذت مستی عالم غیب می باشد آنچنان که شیشه حلبی ( تمثیل بهترین نوع نوشیدنی سکر آور ) چنین است و بدین جهت مولانا خود را بنده و غلام این دم و لحظه می داند.. ناامیدی تولید اضطرار و تشویش می نماید و نفس خرّوب انسانی در این لحظه راهکار توسل به اغیار و دیگرجویی و اطاعت از پیام های جعلی درون را صادر کرده و یاد خدا را در پس پرده غفلت قرار می دهد باید در هر لحظه با خدا بود در تمام لحظات که غلبه یأس چیزی جر کفر نیست « لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ‏ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ‏ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ؛ از رحمت خدا نومید نباشید، زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نا امید نمی‌‏شود.» (۸۷ سوره یوسف)

 

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان:

محرم ناسوت ما لاهوت باد آفرین ...

در این بیت حضرت مستطاب مولانا بلخی دعاگونه با التفات به مراتب وجود در عالم که در اصطلاح عرفا به حضرات خمس مشهور می باشد، برای نوع انسان می سراید و نیل به مقام فناء الله را که لاهوت مظهر آن است با گذر از مادیات و امور این دنیایی «تبتّل» آرزو می نماید  

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد:

هم‌چنان هر کاسبی اندر دکان ...

بحران زندگی انسان ترجیح منافع شخصی و خود مداری در تمام احوال و بی تفاوتی به منافع اغیار می باشد که ریشه در حرص و آزمندی انسان دارد. دایره فکر هرکس مصروف به منافع شخصی خویش است و پیامد کارهای خود را در ارتباط با مصالح دیگران نمی سنجد… روشنایی جاییست که ارتباط با دیگران واقع بینانه و به دور از حس خودخواهی باشد. انانیّت و خودخواهی ریشه ای ستبر در وجودیت جزئی انسان دارد و مایه رشد و نم سایر نقایص اخلاقی می باشد، نگاه «وحدت وجودی» به عالم واقع، مهر و محبت را نسبت به جمیع تجلیات الهی از جماد تا نبات و حیوان و انسان ارتقاء داده و مسیر انسانیت متصّف به وصف «کامل» را هموار می نماید.

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده:

پر طاوست مبین و پای بین تا که سؤ العین نگشاید کمین

مضمون مستقیم بیت فوق مسئله چشم زخم و تاثیر سوء آن بر طرف مقابل را وارسی نموده است و ساده ترین طریق مقابله با آن کتمان برجستگی ها و موفقیت ها از اشخاص حاسد و بدسگال می باشد. به لحاظ علمی جریان چشم زخم مخلوط با خرافه ها و گزافه های زیادی گردیده اما نفس وجودی آن نفی نمی شود. شأن نزول آیه ۵۱ سوره قلم « و إن یَکاد » مرتبط بر این موضوع بوده و کیفیت دفع آنرا قولاً بیان می نماید. پلوتارک فیلسوف یونانی نیز تلاش مزیدی در ارائه توضیح علمی در خصوص چشم زخم داشته و سرانجام وقوع آنرا که در شدیدترین حالت ممکن مرگ افراد دانسته و حتمی قلمداد نموده است.

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین:

هر که را دل پاک شد از اعتلال ...

بیت فوق به عدم استجابت دعا به واسطه دنیای مشوّش و متلاطم درون که مملو از رذایل اخلاقی و بتخانه هاست اشاره می نماید بدون تردید وجود روح صیقلی و پاک موجب تقرّب الی الله بوده و ندای دعا کننده زودتر به حضرت حق خواهد رسید... اعتلال همان افکار خرّوب می باشد که منبعث از نفس اماّره و من جعلی است. گاهاً عدم اجابت دعا به جهت جریان و سیالیّت قاعده « لطف » و فقد مصلحت الهی در این راستاست و ایضاً اینکه حلولیت دعا منوط به حصول برخی مقدمه ها و اسباب در زمان متعیّن است که مهندسی آن ید بسیط خداست... 

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم:

مدتی معکوس باشد کارها شحنه را دزد آورد بر دارها

مدتی معکوس باشد کارها

شِحنه را دزد آورد بر دارها 

 

«مولانا، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۶۳۱»

 

روند تاریخ قطعاً سیر تکاملی دارد بر این اساس گله مندی از بد آمدهای روزگار مقطعی و موقت خواهد بود. معکوس شدن تاریخ جزیی از تاریخ است که در زمانی مشخص به مسیر اصلی خود باز خواهد گشت.. گاهاً پیش می آید که سارق پاسبان را بسوی قانون و اجرای آن هدایت می کند.! جهالت بشر معکوس کردن تاریخ است و جهت تعالی آن آگاهی و معرفت

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را:

این بیت مرتبط با مقام صبر و جایگاه والای آن در کلیه شئون زندگیست از جمله کسب رزق و بر این اساس روایت کردیده « الصبرُ مفتاح الفرَج » با صبر و شکیبایی گشایش ها محقق خواهد بود از سویی حضرت مولانا مسئله رزق و روزی را مرتبط با توکل به حضرت حق دانسته چنین می سراید:

هین توکل کن ملرزان پا و دست / رزق تو از تو زِ تو عاشق ترست

فی الواقع وصف رزاقیت پروردگار لا ینتاهی و بدون مرز است و بذ همه مخلوقات تجلی می یابد و روزی همچون عاشقی مجنون به دنبال ما می آید و در پی روزی دویدن انسان پیامی ست از ناحیه «من جعلی»که باید نادیده اش گرفت.

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر:

حضرت حق از باب‌ رحمت مطلقه چیزی جز خیر برای بندگان خویش که تجلی وجودیش هستند نمی خواهد فلذا رد دعا به سبب مصالحی ست که اکنون از درکش عاجزیم و در آتیه آنرا درمی یابیم.. این داستان مرتبط با آیه ۱۹ سوره نساء است که خداوند خیر کثیر را در عدم استجابت دعا قرار داده « فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَیٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا»