گنجور

بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

آن وزیرک از حسد بودش نژاد

تا به باطل گوش و بینی باد داد

بر امید آنک از نیش حسد

زهر او در جان مسکینان رسد

هر کسی کو از حسد بینی کند

خویش را بی‌گوش و بی بینی کند

بینی آن باشد که او بویی برد

بوی او را جانب کویی برد

هر که بویش نیست بی بینی بود

بوی آن بویست کان دینی بود

چونک بویی برد و شکر آن نکرد

کفر نعمت آمد و بینیش خورد

شکر کن مر شاکران را بنده باش

پیش ایشان مرده شو پاینده باش

چون وزیر از ره‌زنی مایه مساز

خلق را تو بر میاور از نماز

ناصح دین گشته آن کافر وزیر

کرده او از مکر در گوزینه سیر

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین ملیحی شجاع نوشته:

در بیت اخر گوزینه غلط است در واقع لوزینه که نوعی شیرینی است که از بادام درست میشده امروزه انواع ان وجود دارد مانند لوز سیب و غیره

👆☹

محسن بهاری نوشته:

البته گوزینه صحیح است و آن حلوا یا شیرینی است که از مغز گردو در آن استفاده می شود . بعضی گفته که از مغز بادام هم استفاده شده است . به عربی جوزینه شده است . گوز یا جوز همان معنی گردو می دهد . شاید لوزینه که آقای ملیحی فرمده اند هم یک نوع شیرینی دیگری است یا اینکه نام دیگر گوزینه ، لوزینه است . با تشکر

👆☹

حامد کهن دل نوشته:

ناصح دین گشته آن کافر وزیر
کرده او از مکر در گوزینه سیر

یعنی آن وزسر کافر ناصح دین شده بود و مانند کسی بود که از مکر در گوزینه (یا لوزینه) که نوعی شیرینی است، سیر بریزد.

👆☹

فرهاد نوشته:

بنظرم بیت اول اگه اینگونه باشه آهنگش بهتره:
آن وزیرک از حسد بودش نژاد
تا به باطل گوش و بینی بداد

👆☹

فرهاد نوشته:

شرح و تفسیر بیان حسد وزیر

شرح و تفسیر بیت ۴۳۷
آن وزیرک از حسد بودش نژاد / تا به باطل ، گوش و بینی باد داد
نژاد و سرشت آن وزیر پر تزویر از حسادت بود و سرانجام بر اثر حسادت گوش و بینی خود را بر باد داد .

– صفت حسادت باعث می شود که آدمی گوش و شامه حقیقت یابش را از دست بدهد .

شرح و تفسیر بیت ۴۳۸
بر امید آنکه از نیش حسد / زهر او در جان مسکینان رسد
آن وزیر حسود گوش و بینی اش را از دست داد بدین امید که نیش حسدش را به جان بیچارگان عیسوی وارد کند و آنان را دچار هلاکت و تباهی نماید .

شرح و تفسیر بیت ۴۳۹
هر کسی کو از حسد بینی کند / خویشتن بی گوش و بی بینی کند
هر کسی از روی حسادت بینی خود را بکند بدین امید که به دیگری صدمه زند در واقع خود را بی بینی و بی گوش کرده است .

– دشمنی حسودانه باعث می شود که آدمی قوه تمییز و تشخیص خود را از دست بدهد.

شرح و تفسیر بیت ۴۴۰
بینی آن باشد که او ، بویی برد / بوی ، او را جانب کویی برد
بینی حقیقی آن عضوی است که بوئی را بشنود و آن بو او را به جائی بکشد .

– شامه حقیقت یاب شامه ای است که رایحه حقیقت را استشمام کند و توسط آن رایح به کوی حقیقت برسد .

شرح و تفسیر بیت ۴۴۱
هر که بویش نیست ، بی بینی بود / بوی ، آن بویی است کان دینی بود
هرکس رایحه حقیقت را نشنود در واقع شامه باطنی ندارد . رایحه حقیقی ، رایحه ای است که بوی دین و عرفان دهد .

– همانطور که شخص مبتلا به زکام نمی تواند روایح را استشمام کند . افراد حسود نیز که شامه باطنی شان دچار زکام خشم و حسادت شده است نمی توانند رایحه دلنواز حقیقت را بشنوند .

شرح و تفسیر بیت ۴۴۲
چونکه بویی برد و شکر آن نکرد / کفر نعمت آمد و بینی اش خورد
هر کس که رایحه حقیقت را بشنود و شکر آن را بجای نیاورد ، چنین کسی به خاطر این ناشکری ، شامه حقیقت یابش را از دست بدهد .

شرح و تفسیر بیت ۴۴۳
شکر کن مر شاکران را بنده باش / پیش ایشان مرده شو ، پاینده باش
شکر گزار باش و تسلیم شکرگزاران حقیقی بشو و در برابر آنان بمیر تا به حیات جاودانه رسی .

– این بیت گوشزد می کند که طالب حقیقت باید در برابر اولیاءالله تسلیم محض باشد و از همه امیال و هوس های شخصی خود بگذرد و مطیع ارشادات آنان گردد .

شرح و تفسیر بیت ۴۴۴
چون وزیر ، از ره زنی مایه مساز / خلق را تو بر میاور از نماز
تو مانند آن وزیر پرتزویر مباش که گمراه کردن دیگران را سرمایه خود کرد و مردم را از عبادت باز مدار ( اگر تو خود گمراهی دیگران را گمراه مساز ) .

شرح و تفسیر بیت ۴۴۵
ناصح دین گشته آن کافر وزیر / کرده او از مکر در لوزینه ، سیر
آن وزیر نیرنگباز که باطنا کافر و حق ستیز بود و در ظاهر اظهار خیرخواهی در دین و ایمان مردم می کرد در مثل به کسی ماند که سیر را درون باقلوا (لوزینه) قرار دهد . [ لوزینه = گوزینه ، نوعی باقلواست که با مغز گردو می پزند ، تعبیر « سیر در لوزینه کردن » کنایه از باطل را به حق درآمیختن و زشتی را جامۀ زیبا پوشانده است . ]

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید